نظام مدیریت وقف و امور خیریه در کشور آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت

با مطالعه این نوشتار، نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان را می‌‎شناسید؛ از نقش دولت، پارلمان و نهادهای مالیاتی تا فعالیت بنیادها، بانک GLS، کاریتاس و مؤسسات پژوهشی.
7 ساعت و 15 دقیقه پیش
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در کشور آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت

مقدمه:

وقف و امور خیریه از مهم‌ترین سازوکارهای مشارکت اجتماعی در تأمین نیازهای عمومی، حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر، توسعه علم و آموزش و تقویت سرمایه اجتماعی به شمار می‌آیند. اثربخشی این حوزه صرفاً به میزان کمک‌های مردمی یا حجم دارایی بنیادها وابسته نیست؛ بلکه به وجود یک نظام مدیریتی منسجم، شفاف و پاسخگو بستگی دارد. نظامی که در آن، سیاست‌گذاری، قانون‌گذاری، ثبت حقوقی، نظارت مالی، اعتباربخشی، تأمین مالی و ارائه خدمات اجتماعی، هر یک توسط نهادهای دارای صلاحیت و در ارتباط با یکدیگر انجام شود.

آلمان از جمله کشورهایی است که در آن امور خیریه و فعالیت بنیادها در چارچوبی چندسطحی و چندبازیگری اداره می‌شود. در این الگو، نهادهای قانون‌گذار و دولتی، دستگاه‌های قضایی و مالیاتی، انجمن‌های تخصصی، بانک‌های اجتماعی، بنیادهای علمی و سازمان‌های خدمات‌رسان، هم‌زمان در شکل‌گیری و اداره بخش غیرانتفاعی نقش دارند. از یک‌سو، سازمان‌های خیریه برای برخورداری از مزایای قانونی و مالیاتی باید اهداف روشن، اساسنامه دقیق و عملکردی قابل نظارت داشته باشند و از سوی دیگر، نهادهای مدنی و تخصصی با ارزیابی، مشاوره و صدور گواهی‌های اعتبار، زمینه اعتماد بیشتر خیرین و هدایت مؤثرتر منابع را فراهم می‌کنند.

مقاله حاضر با تمرکز بر ساختار نهادی وقف و امور خیریه در آلمان، به بررسی مهم‌ترین بازیگران، کارکردها و روابط میان آنان می‌پردازد. در این بررسی، نقش نهادهای سیاست‌گذار، تنظیم‌گر، تسهیل‌گر و ارائه‌دهنده خدمات تحلیل شده و نمونه‌هایی مانند مؤسسه مرکزی مسائل اجتماعی آلمان، اتحادیه بنیادهای آلمانی، بانک GLS، انجمن کاریتاس و بنیاد فولکس‌واگن مورد توجه قرار می‌گیرد.
 
بیان مسأله
یکی از چالش‌های اساسی در مدیریت امور خیریه، نبود مرزبندی روشن میان وظایف نهادهای مختلف و فقدان سازوکارهای مؤثر برای نظارت، شفافیت و پاسخگویی است. هنگامی که نقش دولت، نهادهای مالیاتی، دستگاه قضایی، بنیادها، مؤسسات ارزیاب و سازمان‌های ارائه‌دهنده خدمات به ‌درستی تفکیک نشود، احتمال موازی‌کاری، انحراف منابع، کاهش اعتماد عمومی و تضعیف اثربخشی فعالیت‌های خیرخواهانه افزایش می‌یابد.

در نظام وقف و امور خیریه آلمان، بازیگران متعددی در سطوح مختلف فعالیت دارند. مجلس فدرال و شورای فدرال در قانون‌گذاری و تعیین جهت‌گیری‌های کلان مؤثرند؛ وزارتخانه‌ها در تأمین مالی، تنظیم مقررات و اجرای سیاست‌های توسعه‌ای و بشردوستانه نقش دارند؛ دادگاه‌های محلی و ادارات مالیاتی مسئولیت ثبت و نظارت بر سازمان‌ها را بر عهده دارند؛ مؤسسات تخصصی با ارزیابی و صدور مهر تأیید، به اعتباربخشی مؤسسات کمک می‌کنند؛ و بنیادها، انجمن‌ها، بانک‌ها و سازمان‌های اجتماعی، خدمات و منابع را به گروه‌های هدف می‌رسانند.

بر این اساس، مسأله اصلی مقاله آن است که نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان از چه اجزایی تشکیل شده است، هر یک از بازیگران چه وظایفی دارند و ارتباط میان سیاست‌گذاری، نظارت، تسهیل‌گری و ارائه خدمات در این نظام چگونه برقرار می‌شود؟
 
ضرورت بحث
بررسی نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان از جهات گوناگون اهمیت دارد:

نخست، این نظام نمونه‌ای از حکمرانی چندبازیگری در حوزه عمومی است. در این الگو، دولت تنها بازیگر میدان نیست؛ بلکه جامعه مدنی، بخش خصوصی، بنیادها، بانک‌های اجتماعی، نهادهای پژوهشی و سازمان‌های خدماتی نیز در تحقق اهداف خیرخواهانه و توسعه‌ای نقش دارند.

دوم، تجربه آلمان نشان می‌دهد که شفافیت و اعتماد عمومی از طریق سازوکارهای حقوقی و ارزیابی مستقل تقویت می‌شود. نظارت مالیاتی بر فعالیت مؤسسات، لزوم پایبندی به اساسنامه، امکان لغو عنوان خیریه در صورت انحراف از اهداف و صدور مهر تأیید برای نهادهای واجد شرایط، از جمله ابزارهایی هستند که به کاهش ریسک سوءاستفاده از منابع و افزایش اطمینان اهداکنندگان کمک می‌کنند.

سوم، در این الگو، امور خیریه تنها به کمک‌های نقدی یا امدادرسانی فوری محدود نیست، بلکه با آموزش، پژوهش، نوآوری، محیط‌زیست، توسعه اجتماعی و توانمندسازی گروه‌های آسیب‌پذیر پیوند خورده است. فعالیت بنیادهای علمی و پژوهشی، انجمن‌های حامی علم و فناوری و بانک‌های اجتماعی نشان می‌دهد که منابع خیرخواهانه می‌توانند در خدمت توسعه بلندمدت جامعه قرار گیرند.

چهارم، مطالعه این تجربه برای پژوهشگران، مدیران نهادهای غیرانتفاعی و سیاست‌گذاران اهمیت تطبیقی دارد؛ زیرا می‌تواند در شناسایی ظرفیت‌ها و چالش‌های مدیریت وقف، طراحی الگوهای نظارتی و تقویت پیوند میان خیرین، نهادهای عمومی و سازمان‌های مدنی مفید واقع شود.
 
هدف از نگارش مقاله
هدف اصلی این مقاله، تبیین و تحلیل ساختار نهادی نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان است. برای دستیابی به این هدف، مقاله می‌کوشد:

* مهم‌ترین بازیگران حوزه وقف و خیریه در آلمان را شناسایی و معرفی کند؛
* وظایف سیاست‌گذاران، تنظیم‌گران، تسهیل‌گران و ارائه‌دهندگان خدمات را از یکدیگر تفکیک کند؛
* فرآیند ثبت حقوقی و نظارت مالیاتی بر سازمان‌های خیریه را توضیح دهد؛
* نقش ارزیابی مستقل و اعتباربخشی در افزایش اعتماد خیرین را بررسی کند؛
* نمونه‌هایی از بنیادها، انجمن‌ها، بانک‌ها و سازمان‌های خدمات‌رسان آلمان را تحلیل کند؛
* و در نهایت، ظرفیت‌های الگوی آلمان را برای مطالعه تطبیقی در حوزه وقف و امور خیریه روشن سازد. 
 

انواع کنشگران فعال در حوزه وقف و امور خیریه

کنشگر، عبارت است از فرد، گروه و یا سازمانی که می‌تواند بر ورودی‌ها (منابع) و یا بروندادهای یک سیستم تأثیر بگذارد و یا از خروجی‌ها و بروندادهای آن (خدمات، محصولات، پیامدها و ...) تأثیر پذیرد. در این مطلب، کنشگران به چهار دسته اصلی تقسیم می‌شوند:
 
۱- سیاست‌گذار
یک سیاست‌گذار نهادی است که برنامه‌هایی که باید توسط دولت، کسب‌وکارها و غیره دنبال شود را تعیین می‌کند.

سیاست‌گذاری به صورت فرآیندی تعریف شده است که به واسطه آن دولت به منظور ارائه پیامد (تغییرات مطلوب در دنیای واقعی)، چشم‌انداز سیاسی خود را به برنامه و عمل تبدیل می‌کند. لذا سیاست‌گذاری، کارکرد اصلی هر دولت می‌باشد. به طور کل، سیاست می‌تواند شکل‌های مختلفی به خود بگیرد مانند سیاست‌های غیرمداخله‌ای، تنظیم، تشویق تغییرات داوطلبانه (مانند کمک‌های مالی) و ارائه خدمات عمومی.

براین اساس نهادهای سیاست‌گذار در حوزه وقف و امورخیریه در کشور آلمان شامل: پارلمان، که شامل مجمع فدرال و مجلس فدرال است، وزارت فدرال امور مالی وزارت امور خارجه، وزارت فدرال همکاری و توسعه اقتصادی و قوه قضائیه می‌باشد. 

مجلس فدرال (بوندس تاگ): به عنوان پارلمان آلمان، بوندستاگ در مرکز زندگی سیاسی کشور و ارگان عالی سیاست‌گذاری کشور است.

شورای فدرال (بوندس رات): براساس ماده ۵۰ قانون اساسی نقش شورای فدرال به این صورت تعریف شده است: حکمران ایالتی باید از طریق شورای فدرال رد قانون‌گذاری و مدیریت ایالت‌ها و در امور مربوط به اتحادیه اروپا شرکت نماید. 

وزارت فدرال امور مالی: این سطح از وزارت مسئول اجرای تمامی جنبه‌های سیاست‌های مالی و مالیاتی کشور است و تنها عضواز کابینه دولت است که در مورد تصمیماتی از دولت که منجر به هزینه زیاد می‌شود، حق وتو دارد. 

سازمان‌های خیریه به منظور ثبت و دریافت عنوان خیریه، نیازمند تأیید «ادارات مالیات محلی» می‌باشند که زیرمجموعه وزارت امور مالی می‌باشد؛ همچنین پس از ثبت این سازمان‌ها، «ادارات مالیات محلی» سالیانه بر فعالیت‌های سازمان نظارت می‌کنند و در صورت تخلف از اهداف ذکر شده در اساسنامه، سازمان را از عنوان «خیریه» خلع می‌کنند و مالیات‌های گذشته را نیز دریافت می‌کنند.

وزارت امور خارجه: از جمله وظایف وزارت امور خارجه آلمان، ارائه کمک‌های بشردوستانه در اسرع وقت و فارغ از بوروکراسی‌های متداول، به سایر کشورهاست. این وزارت خانه در سال ۲۰۱۴، بیش از ۴۷۳ میلیون یورو (حدود ۱۶۰۰ میلیارد تومان) برای فعالیت‌های بشردوستانه در سراسر دنیا صرف کرد. مراکز مورد توجه وزارت امور خارجه آلمان در سال ۲۰۱۴ عبارت‌اند از: کشور سوریه و همسایه‌های آن، شمال عراق، اوکراین، جمهوری آفریقای مرکزی و سودان و همچنین کشورهای درگیر با بیماری ابولا در آفریقای غربی. 

مهم‌ترین همکاران این وزارت خانه عبارت‌اند از: کمیسیون پناهندگان، مرکز کمک به پناهندگان فلسطینی و دفتر همکاری‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد؛ وزارت امور خارجه آلمان علاوه بر همکاری در طیف گسترده‌ای از پروژه‌های بین‌المللی، سالانه ۵/۱۷ میلیون یورو (حدود ۱۷ میلیارد تومان) به صورت داوطلبانه به سازمان ملل متحد کمک می‌کند.

وزارت فدرال همکاری و توسعه اقتصادی: این وزاتخانه در سال ۱۹۶۱، با هدف تشویق توسعه اقتصادی داخلی و خارجی، در آلمان ایجاد شد. در این وزارتخانه ۱۰۰۲۵ نفر مشغول به کار هستند. وزارت همکاری و توسعه اقتصادی، از ساختار متداول ارگان‌های دولتی برخوردار نیست و به منظور اجرای پروژه‌ها، از سازمان‌هایی با عنوان «سازمان‌های اجرایی» استفاده می‌شود؛ این سازمان‌ها با آژانس‌های اجرایی موجود در کشور مدنظر که توسط دولت آن کشور برگزیده شده‌اند، همکاری می‌نمایند. 

در حال حاضر ۱۰۶ نفر از کارکنان در مأموریت‌های خارجی و سازمان‌های بین‌المللی کار می‌کنند. اهداف این وزارتخانه در راستای اهداف تنظیم شده در سند هزاره سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۰ می‌باشد که عبارت‌اند از: کاهش فقر، ترویج عادلانه جهانی شدن و برقراری صلح. 

قوه قضائیه: دادگاه‌های محلی یکی از زیرشاخه های قوه قضائیه می‌باشند که در هر منطقه وجود دارند. یکی از وظایف این دادگاه‌ها نظارت بر اساسنامه سازمان‌ها و تأیید آنها از نظر قانونی است که در صورت مورد تأیید بودن به ثبت سازمان منتهی می‌شود. سازمان‌های خیریه نیز برای ثبت نیازمند تأیید دادگاه‌های محلی می‌باشند. 
 
۲- تنظیم‌گر
تنظیم مجموعه گوناگونی از ابزارهاست که به واسطه آن دولت نیازمندی‌های شرکت‌ها و مردم را تنظیم می‌کند. کارکردهای تنظیم‌گر بنا به دلایل گوناگونی به وجود آمده‌اند از جمله: 
- تعیین حقوق و مسئولیت‌های هریک از موجودیت های جامعه به منظور تحقق اهداف توسعه پایدار 
- تنظیم استانداردهای صنعتی 
- جمع‌آوری مالیات‌ها و دیگر درآمدها و ...

به منظور درک بهتر کارکردهای تنظیم‌گر، بررسی انواع روش‌های تنظیمی مفید خواهد بود. به صورت کلی انواع تنظیمات عبارت‌اند از: 

- فرمان و کنترل: تنظیم دستور و کنترل نوعا وضع/ تحمیل استانداردهای حمایت شده توسط مصوبات قانونی است، هرگاه استانداردها سازگار نباشند. بنابراین، قانون به عنوان منع یا اجبار فعالیت‌های معینی به کار می‌رود. استانداردها می‌تواند از طریق قانون‌گذاری یا تنظیم‌کنندگانی که به واسطه فرآیند تنظیم برای تعریف قانون مشروعیت دارند، تنظیم شود. 

- خودتنظیمی: این رویکرد می‌تواند به عنوان نوعی از نسخه خودانجامی رویکرد دستور و کنترل تلقی شود. در این مورد، اغلب انجمن‌های تجاری یا کسب‌وکار تشکیل شده که قوانین عملکرد را ایجاد، کنترل و اجرا می‌کنند. به عنوان یک قانون، خودتنظیمی اغلب به عنوان یک روش کسب‌وکار دیده می‌شود که اقدام انحصاری به منظور جلوگیری از مداخله دولت انجام می‌دهد. 

مزایای این رویکرد شامل سطح بالای تعهد کسب‌وکارها و ماهیت جامع قوانین تنظیم شده می‌باشد. به علاوه، این رویکرد منعطف‌تر از رویکرد دستور و کنترل بوده چراکه به قانون‌گذاری نیازی ندارد. از سویی دیگر، خودتنظیمی می‌تواند به صورت یک رویکرد غیردموکراتیک، محدود به بررسی دقیق بیرونی و در معرض سوءاستفاده توسط کسانی که با اهداف مختلف قوانین را تنظیم می‌کنند، دیده شود. 

در کمترین سطح، خودتنظیمی همواره در معرض چالش‌های منتج شده از علاقه‌های بیرونی کسانی که فکر می‌کنند استانداردها و قوانین به سمت کاهش تأثیر فعالیت‌های غیرمطلوب تنظیم نشده است، قرار دارد. 

- تنظیم مبتنی بر تشویق: یک تشویق، سیاست، قانون، مکانیسم قیمت، یا رویه‌ای است که به دنبال تعدیل رفتار افراد با شرکت‌ها به واسطه تغییر در هزینه‌ها یا سودهای حاشیه‌ای مرتبط با تصمیم یا فعالیت خاص می‌باشد. 

از یک سو، می‌توان گفت که تمامی تنظیمات بر مبنای تشویق است چراکه تنظیم از طریق مفهوم پایه جریمه برای رفتارهای «بد» و پاداش برای رفتارهای «خوب» عمل می‌کند. تنظیم مبتنی بر تشویق سعی دارد به منظور کاهش هزینه‌ها و بهبود خدمات، برنامه سودمند با سودهای زیاد را پاداش دهد. هدف عمده این است که تنظیم شده فعالیت‌های غیرمطلوب خود را از طریق تحمیل/ وضع مالیات و کمک‌های مالی محدود یا متوقف کند. برای به کارگیری این رویکرد، گام‌های اصلی شامل انتخاب واحدهای اندازه‌گیری، تعیین خط مبنا، انتخاب اهداف برای بهبود و یا نگهداری و سپس اجرای تشویق‌ها و جریمه‌ها می‌باشد. 

یکی از انواع تنظیمات مبتنی بر تشویق، تنظیم مبتنی بر عملکرد (PBR) است که تشویق‌ها ملزم به بهبود در عملکرد مطلوب، کاهش قیمت و بهبود در کیفیت خدمات می‌باشد. به علاوه،  PBRبیشتر به استانداردهای عملکرد خارجی متکی است و کمتر به فعالیت‌های خاص شرکت حساس است. 

مزایای PBR این است که به بهبود در بهره‌برداری شرکت‌ها، کاهش هزینه‌های نگهداری و عملیات و بهبود در پایایی سیستم کمک می‌کند. طرح تنبیه و تشویق به صورت مکانیکی عمل می‌کند. بنابراین کاهش در حوزه صلاحدید تنظیمی، در مقابل امکان تسخیر در فرآیند تنظیم را کاهش می‌دهد. به علاوه این رویکرد، انعطاف پذیری در تصمیم‌گیری شرکت، که آیا از قانون تبعیت کند یا جریمه بپردازد، را فراهم می‌کند.  اگرچه به عنوان یکی از معایب این روش، می‌توان به ایجاد قوانین بسیار پیچیده و غیرمنعطف که واقعیت‌های بازار در آن لحاظ نشده است، اشاره کرد. 

از مفروضات اصلی این رویکرد، عقلانیت اقتصادی است که لزوما در همه موارد یافت نمی‌شود. همچنین، گاهی اوقات پیش بینی تأثیر این نوع رویکرد مشکل است. به عنوان مثال، رفتار «بد»، مانند آلودگی، می‌تواند پاداش بگیرد اگر که قوانین به طور صحیح تنظیم نشده باشند.

براین اساس نهادهای تنظیم‌گر، در حوزه وقف و امور خیریه در کشور آلمان شامل: پارلمان، که شامل مجمع فدرال و مجلس فدرال است، وزارت فدرال امور مالی، وزارت امور خارجه، وزارت فدرال همکاری و توسعه اقتصادی و قوه قضائیه می‌باشد. 

دادگاه‌های محلی: در هر ناحیه یک دادگاه محلی وجود دارد؛ وظایف این دادگاه‌ها عبارت است از: رسیدگی به تخلفات (مانند رانندگی در حال مستی، شهادت نادرست و ...)، رسیدگی به ثبت شرکت‌ها و انجمن‌ها و تعاونی‌ها.

اهمیت دادگاه‌های محلی از این منظر است که سازمان‌های خیریه نیازمند ثبت حقوقی در این ارگان می‌باشند. 

ادارات مالیات محلی: سازمان‌های خیریه برای تأیید عنوان «خیریه» نیازمند تأیید اداره مالیات محلی و درنهایت دادگاه محلی می‌باشند؛ پس از ثبت، این سازمان‌ها هرساله توسط ادارات مالیاتی محلی کنترل می‌شوند و در صورت انحراف از اهداف ذکرشده در اساسنامه عنوان «خیریه» از آنها گرفته می‌شود و مالیات‌های گذشته نیز از آنها دریافت می‌شود. 

موسسه مرکزی مسائل اجتماعی آلمان: این موسسه در سال ۱۸۹۳ در شهر برلین با هدف میانجیگری بین افرادی که نیاز به کمک دارند و افراد خیر، ایجاد شد. تأمین مالی موسسه از طریق افراد خیر (۴۵٪) و درآمدهای موسسه (۵۵٪) صورت می‌گیرد. 

از سال ۱۹۹۶ تا به امروز، حدود ۲۰۰۰ موسسه خیریه، با هدف کمک به نیازمندان، در آرشیو موسسه، مستند شده‌اند، به این ترتیب امکان ارزیابی برای خیرین فراهم می‌شود. علاوه بر این از سال ۱۹۹۲، به منظور اعتباربخشی به مؤسساتی که درخواست کمک‌های مالی فراملی داشتند، «نشان مخصوص موسسه مرکزی مسائل اجتماعی آلمان» طراحی شد که با توجه به استانداردهای خاص موسسه به سازمان‌های خیریه حائز شرایط اهدا می گردد. 

در حال حاضر ۲۲۶ موسسه خیریه با مجموع درآمد سالانه ۴/۱ میلیارد یورو (حدود ۱۴ هزار میلیارد تومان) «نشان مخصوص» موسسه را دریافت نموده‌اند. اهداف «نشان مخصوص» حمایت از خیرین، حفاظت از کمک‌های اهدایی، حفاظت از درآمدها می‌باشد. 

همچنین از جمله سازمان‌های مهمی که با توجه به «نشان مخصوص» این موسسه اقدام به تخصیص یارانه به سازمان‌ها می‌نمایند، می‌توان به وزارت امور خارجه و وزارت فدرال توسعه و همکاری اقتصادی اشاره نمود.
 
۳- تسهیل‌گر
سازمان‌های محلی یا بین‌المللی هستند که معمولا توسط دولت سرمایه‌گذاری می‌شوند و هدف آن توسعه و بهبود بازار خدمات می‌باشد. یک تسهیل‌گر، تأمین‌کنندگان خدمات را از طریق انجام فعالیت‌های خدماتی جدید، ارتقاء تجارب مفید و ایجاد ظرفیت حمایت می‌کند. کارکردهای دیگر یک تسهیل‌گر شامل ارزیابی خارجی تأثیر تأمین‌کنندگان خدمات، تضمین خدمات و حمایت برای محیط سیاسی بهتر می‌باشد. 

عمل تسهیل، کارکردی است که به طور معمول توسط سازمان‌های توسعه‌گرا انجام شده و می‌تواند شامل سازمان‌های غیردولتی و کارفرمایان و عامل های دولتی باشد. علاوه بر موارد مذکور در حوزه وقف و امور خیریه فراهم آوردن دیتابیسی از مجموعه خیریه‌ها و یا انجام خدمات مشاوره‌ای برای موسسات خیریه نیز می‌تواند به عنوان کارکردهای تسهیل‌کنندگان در نظر گرفت.

براین اساس نهادهای تسهیل‌گر، در حوزه وقف و امورخیریه در کشور آلمان شامل: موسسه مرکزی مسائل اجتماعی آلمان، بانک GLS، انجمن بنیادهای آلمانی، می‌باشد. 

بانک GLS: این بانک در سال ۱۹۷۳ تأسیس شده است و خدماتی از جمله دریافت نکردن کارمزد بانکی از سازمان‌های خیریه انجام می‌دهد، همچنین برای مشتریان این امکان وجود دارد که سود کمتری برای سپرده خود انتخاب نمایند و بانک مابقی سود بانکی آنها را در پروژه‌های خیریه سرمایه‌گذاری نماید. 

اتحادیه بنیادهای آلمانی (اشتیفتونن): این اتحادیه در سال ۱۹۴۸ تأسیس شد و از بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین اتحادیه بنیادها در اروپاست. مطابق بخش «اهداف ممتاز مالیاتی» قانون مالی عمومی، این سازمان غیرانتفاعی است. اتحادیه بنیادهای آلمانی در حال حاضر حدود ۲۰۰۰۰ عضو دارد. اهداف این انجمن به صورت زیر تعریف شده است:
- حفاظت از منافع بنیادها و افراد نیکوکار 
- ارائه مشاوره به بنیادها و افراد نیکوکار 
- قدردانی از افراد و سازمان‌هایی که خدمات برجسته‌ای در بخش بنیادها انجام داده‌اند. 
- آموزش‌های حرفه‌ای 
- جمع‌آوری داده ها و مستندات
- برگزاری رویدادها و انتشار نشریه

انجمن بنیانگذاران سیستم علم آلمان (اشتیفتروربند): این انجمن در سال ۱۹۲۰ تأسیس شد و در حال حاضر حدود ۴۰۰۰ عضو دارد که ۳۰۰۰ عضو آن شامل شرکت‌های خصوصی است. تأمین مالی انجمن از طریق کمک‌های سالانه و مشارکت اعضا صورت می‌گیرد. مأموریت اصلی این انجمن ترویج علم و تکنولوژی در حوزه آموزش و پژوهش و تقویت بنیادهای غیرانتفاعی در دنیا تعریف شده است. 

موسسه می سناتا: این موسسه در سال ۱۹۹۷ تأسیس شده است و مأموریت آن ترویج دانش در حوزه جامعه مدنی و کمک‌های بشردوستانه از طریق پژوهش‌های آکادمیک، مستندسازی و تبادل اطلاعات بین رهبران این رشته می‌باشد. این موسسه به برگزاری دوره‌های آموزشی و انجام مشاوره های مدیریتی برای سازمان‌های خیریه می‌پردازد.
 
۴- ارائه‌دهنده خدمات
تأمین‌کننده خدمات آموزشی و پژوهشی شامل دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها و مؤسساتی هستند که در زمینه آموزش و پژوهش در حوزه وقف و امور خیریه فعالیت می‌کنند. ضمنا مؤسسات خیریه‌ای که وظیفه جمع‌آوری کمک‌های مردمی و صرف این کمک‌ها در میان افراد هدف را دارند نیز به عنوان ارائه‌کنندگان خدمات شناخته می‌شوند. 

انجمن کاریتاس: در ۹ نوامبر ۱۸۹۷ توسط لورنزورتمن، یک کشیش کاتولیک، تأسیس شد. این انجمن در حال حاضر بزرگ‌ترین انجمن رفاهی در کشور آلمان می‌باشد و بیش از ۱ میلیون کارمند استخدامی و داوطلب در حدود ۲۵۰۰۰ مرکز در سراسرکشور دارد؛ این انجمن سالانه، از حدود ۱۱ میلیون نفر در برابر مشکلات اجتماعی و موقعیت‌های دشوار پشتیبانی می‌نماید. 

مهم‌ترین اهداف این انجمن، حفظ کرامت انسان‌ها، زندگی بهتر افراد در سراسر دنیا صرف نظر از مرزهای جغرافیایی و نژادی و برقراری حداقل استانداردهای اجتماعی و حقوق بشر در دنیا (برای این منظور کاریتاس از سازمان‌های مستقل محلی حمایت می‌کند.) می‌باشد.

پس از شناسایی بازیگران در سطوح گوناگون و معرفی نقش هرکدام، نگاشت نهادی مربوط به آنان ترسیم شده است که به درک بهتر جایگاه هریک از بازیگران و ارتباطات فی مابین آنان کمک می‌نماید.
 

نگاشت نهادی نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان

همان طور که در بخش پیشین اشاره شد، نهادهای مختلفی با نقش‌های متفاوت در حوزه وقف و امور خیریه در کشور آلمان فعالیت می‌نمایند؛ در این بخش ابتدا نگاشت نهادی مربوط به این کنشگران در شکل ذیل نشان داده شده است و سپس نهادهای سیاست‌گذار، تنظیم‌گر، تسهیل‌گر و ارائه‌دهنده خدمات در موضوعات مختلف در حوزه وقف و امور خیریه مورد تحلیل قرارگرفته‌اند. 
 
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت
۱- صدراعظم
در کشور آلمان، صدراعظم تنها عضو انتخابی دولت فدرال است. بنا بر قانون اساسی او حق دارد وزرا را به عنوان رؤسای مهم‌ترین نهادهای اجرایی انتخاب کند. صدراعظم همچنین تعداد وزرا را تعیین و حوزه فعالیت هریک را مشخص می‌کند. او مسئول تعیین خط مشی دولت است. بنا به این مسئولیت، این حق صدراعظم است که نقاط ثقل فعالیت دولت را به طور نهایی تعیین کند. او با این حقوق مجموعه‌ای از ابزار مدیریت را در اختیار دارد که با اختیارات رؤسای جمهور در دموکراسی‌های مبتنی بر انتخاب مستقیم رییس جمهور قابل مقایسه است.

شورای پارلمانی که قانون اساسی را در سال ۱۹۴۹ تصویب کرد، برای تعیین حوزه مسئولیت صدراعظم، نمونه نخست‌وزیر بریتانیا را مدنظر داشت. او دقیقا همان وظایفی را به عهده دارد که برای صدراعظم آلمان پیش‌بینی شده است. با این وجود قدرت صدراعظم در عمل بسیار کمتر از نخست‌وزیر بریتانیاست. 

در نظام پارلمانی انگلستان همواره فقط یک حزب دولت را تشکیل می‌دهد، زیرا در نظام انتخاباتی این کشور امتیازاتی برای قوی‌ترین حزب پیش‌بینی شده است. ولی برای انتخاب صدراعظم به طور معمول یک ائتلاف، یعنی اتحادی از احزاب مختلف، ضروری است.

پیش‌درآمد انتخاب صدراعظم مذاکرات گسترده میان احزابی است که به طور مشترک قصد تشکیل دولت را دارند. هدف از این مذاکرات پست‌های وزارت میان احزاب، حفظ یا حذف یک وزارتخانه و تشکیل وزارتخانه جدید است. قوی‌ترین حزب در ائتلاف دولت حق دارد صدراعظم را معرفی کند. 

این احزاب همچنین رئوس برنامه دولت در سال‌های آینده را تعیین می‌کنند. نتیجه مذاکرات ائتلاف در قرارداد ائتلاف تنظیم و ثبت می‌شود. پس از طی این مراحل نوبت به انتخاب صدراعظم می رسد. مذاکرات میان احزاب مؤتلف تشکیل‌دهنده دولت پس از این مرحله و برای تصمیم‌گیری‌های بعدی دولت فدرال نیز ادامه می‌یابد. 

چنانچه نقاط اشتراک سیاسی میان این احزاب پیش از انتخابات بعدی مجلس فدرال به پایان برسد، موضوع برکناری صدراعظم در دستور کار قرار می‌گیرد. برکناری صدراعظم با رأی عدم اعتماد سازنده مجلس فدرال باید با انتخاب همزمان صدراعظم جدید همراه باشد. این نحوه سلب اعتماد پارلمانی، احزاب حاضر در مجلس را وادار می‌کند پیش از کنار گذاشتن صدراعظم، امکان گزینش یک دولت جدید و کارآمد را که از پشتیبانی اکثریتی قابل قبول در مجلس برخوردار باشد، در نظر داشته باشند.
 
۲- مجلس فدرال (بوندس تاگ)
مجلس فدرال آلمان یکی از دو نهاد مهم قانون‌گذار در کشور آلمان در سطح فدرال است، که نقش سیاست‌گذار در بخش وقف و امور خیریه را دارا می‌باشد.

مجلس فدرال، مجمع نمایندگان انتخابی ملت آلمان است. از نظر شکلی نیمی از ۵۹۸ نماینده ی این مجلس از طریق فهرست های ایالتی احزاب (آرای دوم) و نیم دیگر با انتخاب مستقیم نامزدهای انتخاباتی در ۲۹۹ حوزه انتخاباتی (آرای اول) تعیین می‌شوند. 

این تقسیم بندی تأثیری بر نقش کلیدی احزاب در نظام انتخاباتی ندارد. فقط آن افرادی در حوزه‌های انتخاباتی شانس انتخاب‌شدن دارند که عضو یک حزب باشند. وابستگی حزبی نمایندگان مجلس فدرال می‌بایست بازتابی از آرای انتخاب‌کنندگان باشد. برای جلوگیری از پیچیدگی ترکیب اکثریت از طریق حضور احزاب خیلی کوچک شرط حائل۱، یا آنچه اصطلاحا مانع پنج درصد خوانده می‌شود، از ورود آنها به مجلس جلوگیری می‌کند.

مجلس فدرال، پارلمان آلمان است. نمایندگان آنها در فراکسیون‌ها حضور دارند و هر فراکسیون از میان اعضا خود یک نفر را به عنوان رییس انتخاب می‌کند. وظیفه مجلس فدرال، انتخاب صدراعظم و حفظ او در قدرت با تأیید سیاست‌هایش است. مجلس فدرال می‌تواند با آرای عدم اعتماد، صدراعظم را از منصب خود خلع کند. این مجلس از این جهت شباهت بسیاری با دیگر پارلمان‌ها دارد و تفاوتی نمی‌کند که صدراعظم آلمان انتخاب می‌شود ولی نخست‌وزیر انگلستان یا دیگر دموکراسی‌های پارلمانی را رییس حکومت منصوب می‌کند. در سایر دموکراسی‌های پارلمانی نیز همواره رییس حزبی که اکثریت پارلمان را در اختیار دارد، به عنوان رییس دولت منصوب می‌شود.

دومین وظیفه مهم نمایندگان٢ در مجلس فدرال قانون‌گذاری است. از سال ۱۹۴۹ حدود ۸۴۰۰ لایحه به مجلس فدرال ارائه شده و بیش از ۶۰۰۰ قانون تصویب شده که اغلب مربوط به تغییر قوانین موجود بوده‌اند. اغلب لوایح توسط دولت فدرال تنظیم شده و بخش کوچکی از آنها را نیز خود مجلس و یا شورای فدرال ارائه کرده‌اند. در این زمینه نیز مجلس فدرال، همچون پارلمانی دیگر دموکراسی‌های پارلمانی، در درجه اول قوانینی را تصویب می‌کند که دولت فدرال پیشنهاد کرده است. 

مجلس فدرال البته با نوع پارلمان‌های مذاکره‌ای، مانند مجلس عوام انگلستان تفاوت دارد. این گونه پارلمان‌ها در مورد مصوبات خود پس از بحث در صحن علنی تصمیم‌گیری می‌کنند. در حالی که مجلس فدرال بیشتر به یک پارلمان کاری شبیه است. کمیسیون‌های تخصصی مجلس فدرال با جدیت و کار کارشناسی لوایحی که قرار است به مجلس ارائه شوند را آماده می‌کنند. این بخش از کار مجلس فدرال تا حدی شبیه کنگره ایالات متحده آمریکا است که نمونه کاملی از یک پارلمان کاری به شمار می‌رود.

سومین وظیفه مهم مجلس فدرال، کنترل فعالیت دولت است. بخش علنی این کنترل را از چشم‌انداز افکار عمومی احزاب مخالف انجام می‌دهند و بخش غیرآشکار این کنترل را که البته تأثیر آن به هیچ وجه کمتر نیست، نمایندگان احزاب تشکیل‌دهنده دولت انجام می‌دهند که پشت درهای بسته انتقادات خود را از نمایندگانشان در دولت مطرح می‌کنند.
 
۳- شورای فدرال (بوندس رات)
شورای فدرال دومین نهاد قانونگذار در سطح فدرال در کشور آلمان است و در بحث وقف و امور خیریه نقش سیاست‌گذار را بر عهده دارد.

شورای فدرال نماینده ایالات و نوعی مجلس دوم در کنار مجلس فدرال به شمار می‌رود. این شورا باید در مورد هر قانون فدرال نظر خود را اعلام کند. شورای فدرال، به عنوان مجلس ایالات، همان وظایفی را به عهده دارد که در دیگر نظام‌های فدرالی، مجالس سنا انجام می‌دهند. اعضای شورای فدرال را انحصار نمایندگان دولت‌های ایالات تشکیل می‌دهند. میزان رأی هر ایالت به شکلی متوازن براساس جمعیت آن تعیین می‌شود: هر ایالت حداقل سه روی دارد و پرجمعیت‌ترین ایالت دارای شش رأی است. کوچک‌ترین ایالت، برمن، ۶۶۰ هزار و بزرگ‌ترین ایالت، نوردراین-وستفالن بیش از ۱۸ میلیون جمعیت دارد.

شورای فدرال در ارائه قوانین جدید نیز نقش دارد و این یکی از تفاوت‌های آن با مجالس مشابه در نظام فدرالی است. قانون اساسی دو نوع مشارکت در قانون‌گذاری را برای این شورا پیش‌بینی کرده است. قوانین فدرالی که متضمن هزینه‌های اضافی برای دولت‌های ایالات باشند و قوانینی که جانشین یک قانون ایالتی شوند، نیاز به تأیید شورای فدرال دارند. در این موارد شورای فدرال از نظر قانون‌گذاری دارای جایگاهی برابر با مجلس فدرال است. 

در حال حاضر بیش از ۵۰ درصد مصوبات قانونی باید به تأیید شورای فدرال برسد. از آنجا که قوانین فدرال را مراجع ایالتی اجرا می‌کنند، مهم‌ترین و پرهزینه‌ترین قوانین موافقت دولت‌های ایالتی را گریزناپذیر می سازد. این دسته از قوانین سوای آن دسته از قوانین هستند که شورای فدرال می‌تواند اعتراض خود را نسبت به آنها اعلام کند. شورای فدرال می‌تواند چنین قوانینی را حتی رد کند. ولی مجلس فدرال می‌تواند با همان اکثریتی که قانون یادشده در شورای فدرال رد شده، اکثریت ساده و یا اکثریت دوسوم، اعتراض را وارد نداند.

با توجه به اینکه فعالیت شورای فدرال بر دوش ۱۶ دولت ایالتی قرار دارد، می‌توان به نقش مؤثر دولت‌های ایالتی در سیاست‌گذاری‌های دولت مرکزی پی برد. به این ترتیب فعالیت رؤسای دولت‌های ایالتی بسیار فراتر از مرزهای ایالات آنان در معرض افکار عمومی قرار دارد.
 
۴- وزارت فدرال امور مالی
وزارت فدرال امور مالی یکی از وزارتخانه‌های فدرال کشور آلمان است مسئول اجرایی امور مالی این کشور است، با توجه به نقش بسزای این وزارتخانه در تدوین بودجه و وضع قوانین مالیاتی، این وزارتخانه در جایگاه سیاست‌گذار در قوانین مالیاتی می‌باشد.

وزیر امور مالی در آلمان، براساس سیاست‌های کلان صدراعظم، فعالیت می‌نماید و مسئول اجرای تمامی جنبه‌های سیاست‌های مالی و مالیاتی کشور است؛ همچنین در سیاست‌های اتحادیه اروپا نیز نقش بسزایی دارد.

وزارت امور مالی در کشور آلمان تنها عضو از کابینه دولت است که در مورد تصمیماتی از دولت که منجر به هزینه زیاد می‌شود، حق وتو دارد. 

چشم‌انداز: «رتبه نخست در ارائه خدمات» 

ماموریت: مدیریت امور مالی کشور به صورت باز، شفاف، پاسخگو و کارآمد به منظور ارائه خدمات در جهت اولویت های توسعه کشور.

نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت
 
ساختار: این وزارتخانه از ۷ اداره تشکیل شده است که شرح وظایف هریک در جدول ذیل آورده شده است. 

اهداف: اهداف اصولی و عملیاتی وزارتخانه به شرح زیر است: 
- اقتصاد پایدار و استاندارد خوب زندگی 
- تعادل خزانه ملی بلندمدت 
- محیط مالیاتی کارآمد و مناسب از لحاظ اقتصادی 
- مدیریت مالی ایالات به صورت مسئول و عملگرا 
- عملیات شفاف حکمرانی و ساختار سازمانی مؤثر 
- استخدام باکیفیت‌ترین کارکنان، که در محیط مساعد کار به خوبی عمل نمایند.
- ارائه خدمات قابل اعتماد توسط وزارتخانه با تاکید بر کار حرفه‌ای
 
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت
 
۵- قوه قضائیه
قوه قضائیه در کشور آلمان از دو بخش تخصصی و عمومی تشکیل می‌شود. بخش تخصصی دادگاه قانون اساسی است که در صورت وجود شکایتی به قوانین برگزار می‌شود و به آن رسیدگی می‌نماید و اجازه رد قانون را دارد، از این رو این نهاد در جایگاه سیاست‌گذار قرار دارد. ساختار قوه قضائیه در شکل ذیل ارائه شده است.
 
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت

در هر ناحیه یک دادگاه محلی وجود دارد؛ وظایف این دادگاه‌ها عبارت است از: رسیدگی به تخلفات (مانند رانندگی در حال مستی، شهادت نادرست و ...)، رسیدگی به ثبت شرکت‌ها و انجمن‌ها و تعاونی‌ها.

اهمیت دادگاه‌های محلی از این منظر است که سازمان‌های خیریه نیازمند ثبت حقوقی در این ارگان می‌باشند.

مراحل ثبت یک سازمان خیریه به شرح زیر می‌باشد؛ این مراحل به صورت خلاصه در شکل ذیل آورده شده است.

۱. در مرحله اول، اساسنامه به دقت تنظیم می‌شود و تمامی فعالیت‌های سازمان به دقت ذکر می‌گردد؛ در صورت تشخیص انحراف از فعالیت‌های ذکرشده، مقام مالیاتی، عنوان خیریه را از سازمان می‌گیرد و مالیات‌های گذشته را نیز دریافت می‌کند. (درصورتی که سازمانی با عنوان خیریه ثبت نشود، امکان ارائه «رسید کسر مالیات» به اهداکنندگان ندارد و این موضوع سبب می‌شود افراد انگیزه کمتری به کمک به سازمان‌های غیرخیریه داشته باشند.)

۲. پس از تأیید اداره مالیاتی محلی، لازم است اساسنامه توسط دفتر اسناد رسمی، ثبت دفتری شود.

٣. در مرحله آخر اساسنامه و اسناد مربوطه به دادگاه محلی ارسال می‌شود و سازمان ثبت می‌گردد و شماره ثبت دریافت می‌کند.
 
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت
 
۶- وزارت امور خارجه
از جمله وظایف وزارت امور خارجه آلمان، ارائه کمک‌های بشردوستانه در اسرع وقت و فارغ از بوروکراسی‌های متداول، به سایر کشورهاست. با توجه به نقش این وزارتخانه در تقسیم‌بندی بودجه برای کمک‌های بشردوستانه در سطح بین‌المللی، این نهاد نیز سیاست‌گذار در امور خیریه می‌باشد.

دولت آلمان این فعالیت‌ها را به صورت مستقیم انجام نمی‌دهد؛ بلکه با ارائه کمک‌های مالی به سازمان ملل متحد، سازمان‌های مردم‌نهاد آلمانی و سازمان‌های زیرمجموعه صلیب سرخ برای فعالیت‌های بشردوستانه همکاری می‌نماید.
 
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت

سیاست دولت آلمان در این زمینه مطابق با سیاست اتحادیه اروپا برای کمک‌های بشردوستانه است و معیارهای زیر در ارائه کمک‌ها رعایت می گردد: 
- لازم است، تمرکز بر گروه‌های بسیار آسیب‌پذیر و نیازمند کمک باشد. 
- کمک‌های بشردوستانه باید بدون در نظر گرفتن ترجیح به یک طرف جنگ و یا اختلاف و تنها با توجه به نیاز به کمک باشد.
- کمک‌های بشردوستانه بدون تبعیض بین افراد نیازمند صورت گیرد. 
- اهداف بشردوستانه نباید تابع اهداف سیاسی، اقتصادی، نظامی و ... باشد، بلکه لازم است تنها هدف از کمک‌های بشردوستانه جلوگیری و یا کاهش درد و رنج قربانیان بحران‌ها باشد.

۱-۶- فعالیت‌های وزارت امور خارجه
١. کاهش ریسک فجایع: کمک‌های بشردوستانه به منظور افزایش آمادگی برای به حداقل رساندن تأثیر بلایای طبیعی، کمک به افراد در معرض خطر بلایای طبیعی و بحران برای مقابله بهتر با این فجایع و کاهش درد و رنج آنها.

٢. کمک به حل بحران‌های جهانی: وزارت امور خارجه آلمان، تلاش های زیادی برای مقابله با بحران‌های جهانی همچون: گرم شدن کره زمین، رشد جمعیت، افزایش فقر و درگیری‌های طولانی مدت، می‌نماید؛ همچنین از دیگر فعالیت‌های این وزارتخانه تشویق سایر دولت‌ها برای مشارکت در این بحران‌های جهانی است.

٣. همکاری‌های توسعه‌ای: کمک‌های بشردوستانه و توسعه دولت‌ها از آنجا به هم مرتبط می‌شوند که با توسعه دولت‌های محلی، آمادگی آنها برای مقابله با بحران و فجایع افزایش می‌یابد؛ دولت آلمان برای محقق ساختن این مهم، از ابزارهای خود استفاده می‌نماید: کمک‌های بشردوستانه توسط وزارت امور خارجه تأمین می‌شود و وزارت فدرال همکاری و توسعه اقتصادی در کنار نقش توسعه همکاری‌های معمول، مسئول بهبود و توان‌بخشی دولت‌ها نیز می‌باشد. 

در واقع هدف اصلی تقویت جوامع در کشورهای در حال توسعه، به‌ویژه کشورهای آسیب‌پذیر و دارای شرایط پرخطر می‌باشد. در سال ۲۰۱۴، وزارت امور خارجه آلمان بیش از ۴۷۳ میلیون یورو (معادل ۱۶۰۰ میلیارد تومان) برای فعالیت‌های بشردوستانه در سراسر دنیا صرف کرد. در این دوره تمرکز بر فعالیت‌های بشردوستانه اضطراری در کشور سوریه و همسایه‌های آن، شمال عراق، اوکراین، جمهوری آفریقای مرکزی و سودان و همچنین کشورهای درگیر با بیماری ابولا در آفریقای غربی، بود.

مهم‌ترین همکاران این وزارتخانه، کمیسیون پناهندگان، مرکز کمک به پناهندگان فلسطینی و دفتر همکاری‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد می‌باشد. علاوه بر همکاری در طیف گسترده‌ای از پروژه‌های بین‌المللی، وزارت امور خارجه آلمان سالانه ۵/۱۷ میلیون یورو (۱۷ معادل میلیارد تومان) به صورت داوطلبانه به سازمان ملل متحد کمک می‌کند.
 
۷- وزارت فدرال همکاری و توسعه اقتصادی
بخش اعظمی از فعالیت‌های وزارت فدرال همکاری و توسعه اقتصادی ارائه کمک‌های بشردوستانه بین‌المللی است، بنابراین این وزارتخانه نیز با توجه به جایگاه سیاسی بالای خود نقش سیاست‌گذار را دارد.

این وزارت در سطح کابینه دولت فدرال آلمان تعریف شده است. دفتر این وزیر در ساختمان صدراعظم آلمان در شهر بون قرار دارد و دفتردوم آن در ساختمان یوروپاهاوس در برلین می‌باشد. این سطح از وزارت در سال ۱۹۶۱ تشکیل شد و هدف آن به صورت "تشویق توسعه اقتصادی در کشور آلمان و سایر کشورها، از طریق همکاری و مشارکت" تعریف شد. 

وزیر فدرال توسعه و همکاری اقتصادی آلمان با سازمان‌های بین‌المللی که در زمینه توسعه فعالیت می‌کنند، مانند بانک جهانی، سازمان ملل و صندوق بین‌المللی پول همکاری می‌نماید.
 
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت

۱-۷- ساختار 
در وزارتخانه فدرال همکاری و توسعه ی اقتصادی در آلمان ۱۰۲۵ نفر مشغول به کار هستند. حدود ۶۶ درصد از جایگاه‌ها در دفتر بون و مابقی آنها در دفتر برلین مستقر هستند. تعداد معینی از کارکنان این وزارتخانه به طور منظم و برای چند سال، در یک دوره زمانی معین، از طرف وزارتخانه حمایت می‌شوند تا به انجام تکالیف توسعه‌ای در بخش‌های مختلف جهان بپردازند.

این وزارتخانه، از ساختار متداول ارگان‌های دولتی برخوردار نیست. به منظور اجرای پروژه‌های این وزارتخانه، از سازمان‌هایی با عنوان "سازمان‌های اجرایی" استفاده می‌کنند؛ این سازمان‌ها با آژانس‌های اجرایی موجود در کشور مدنظر که توسط دولت آن کشور برگزیده شده‌اند، همکاری می‌نمایند.

این وزارتخانه خدمات متعددی از جمله، برنامه‌ریزی همکاری‌های توسعه‌ای آلمان، همکاری با بخش عمرانی و خصوصی، همکاری با کشورهای شریک و سازمان‌های چندجانبه و فعالیت برای توسعه اطلاعات و کارهای آموزشی، انجام می‌دهد.

وزارت فدرال توسعه و همکاری از ۵ ریاست کل تشکیل شده است که مسئول انجام وظایف مختلفی می‌باشند. تمامی کارکنان این وزارتخانه در برلین و بون مشغول به کار نمی‌باشند، بلکه تعدادی از کارکنان نیز در کشورهای شریک فعالیت می‌نمایند و نقش آنها هماهنگی فعالیت‌های توسعه می‌باشد. در حال حاضر ۱۰۶ نفر از کارکنان در مأموریت‌های خارجی و سازمان‌های بین‌المللی کار می‌کنند. 

این وزارتخانه کارکنانی در سفارتخانه‌های زیر دارد:
آکرا، آدیس آبابا، باماکو، پکن، بلگراد، بیشکک، برازیلیا، قاهره، کلمبو، داکار، دارالسلام، داکا، هانوی، اسلام آباد، جاکارتا، کابل، کامپالا، کاتماندو، کیگالی، کینشاسا، لاپاز، لیلونگوه، لیما، لوزاکا، ماناگوا، ماپوتو، نایروبی، دهلی نو، او گادوگو، پنوم پن، پرتوریا، رباط، رام الله، صنعا، تگوسیگالیا، تفلیس، ویندهوک، یائونده.

همچنین تعدادی از نمایندگان این وزارتخانه در مأموریت‌های دائمی آلمانی در نهادهای بین‌المللی زیر حضور دارند: سازمان ملل متحد (ژنو و نیویورک)، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (پاریس)، اتحادیه اروپا (بروکسل)، سازمان غذا و کشاورزی (رم)، برنامه جهانی غذا (رم) و صندوق بین‌المللی توسعه کشاورزی (رم) و همچنین کارکنانی در بانک جهانی و بانک‌های توسعه آفریقا، آسیا، قاره آمریکا و کارائیب دارد.

۲-۷- حوزه‌های فعالیت وزارتخانه
دنیای بدون فقر، درگیری‌های مسلحانه و یا تخریب محیط زیست- این چشم‌انداز ۱۸۹ نفر از سران کشورها را در سپتامبر ۲۰۰۰ دورهم جمع کرد. آنها در اعلامیه خود، هشت هدف برای بهبود زندگی میلیون‌ها نفر در سراسر جهان تنظیم کردند. ریشه‌کن کردن فقر، مبارزه با گرسنگی و بیماری، آموزش برای همه، حمایت از دموکراسی و صلح، تحقق حقوق بشر و برابری جنسیتی، حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی دولت فدرال آلمان نیز، از این اهداف حمایت می‌کند و اهداف توسعه‌ای خود را هماهنگ با اهداف توسعه هزاره تدوین می‌نماید. 

سیاست توسعه آلمان در جهت تحقق این اهداف، با سه اصل هدایت می‌شود:
۱) کاهش فقر، ۲) ترویج اشکال عادلانه جهانی شدن، 3) برقراری صلح.

حوزه‌های فعال در حال حاضر به شرح زیر است: 
- کسب‌وکار
- حفاظت از اقلیم 
- توسعه تأمین مالی
- حفاظت از محیط زیست 
- آموزش
- مواد خام 
- انرژی
- مذهب و توسعه 
- غذا
- توسعه روستایی 
- حکومت داری خوب
- حمایت اجتماعی
- سلامت
- توسعه ورزش 
- حقوق بشر
- صنعت نساجی 
- مهاجرت
- بحران پناهندگان 
- برقراری صلح
- توسعه همکاری انتقالی
- توسعه شهری
- پویایی جمعیت 
- فقر

۳-۷- اهداف و حوزه‌های مداخله سیاست توسعه آلمانی
خط‌مشی اصلی اهداف و حوزه‌های مداخله صلح و امنیت برای اولین بار در گزارش توسعه جهانی سال ۲۰۱۱ بانک جهانی، فراهم گردید. این مسأله اهمیت توجه به امنیت، عدالت و شغل برای مقابله با شکنندگی و تعارض و از بین بردن چرخه خشونت را نشان می‌دهد. اهداف صلح و چگونگی برقراری آن به شرح زیر تبیین شده است:
هدف ۱- پرورش فراگیر سیاسی و حل تعارض ها 
هدف ۲- افزایش امنیت عمومی 
هدف ۳- رسیدگی به بی عدالتیها و افزایش دسترسی مردم به عدالت 
هدف ۴- تولید اشتغال و بهبود معیشت 
هدف ۵- مدیریت درآمدها و ظرفیت سازی برای ارائه خدمات عادلانه 

۴-۷- همکاری و هماهنگی با سایر بازیگران و شرکا
انتخاب شرکای همکار در سایر کشورها معمولا دشوار است زیرا این شرکا درواقع همان بخش‌هایی هستند که مشکل در آنجا وجود دارد و در تعارضات و خشونت‌ها دخیل بوده‌اند.

مشارکت آلمان در همکاری برای حل مشکلات با تعدادی از شرکای مختلف دولتی و جامعه مدنی می‌باشد. با تمرکز بر تعامل بین قدرت‌ها در سطوح دولتی و اجتماعی، سیاست توسعه می‌تواند ارتباط بین بازیگران این دو گروه را افزایش دهد.

سیاست توسعه کشور آلمان، شامل تأمین مالی ابزارهای چندجانبه و اروپایی برای پیشگیری از بحران و برقراری صلح، در مناطق کوچک‌تر و شکننده‌تر که توان تأمین مالی کافی ندارند و در غیاب بازیگران دوجانبه، سازمان‌های چندجانبه و اتحادیه اروپا می‌باشد.

۵-۷- منبع بودجه
بودجه وزارت فدرال توسعه و همکاری اقتصادی بخشی از بودجه ملی آلمان است. در سال مالی ۲۰۱۶، بودجه این وزارتخانه معادل ۷/۴۰۷ میلیارد یورو (حدود ۲۶ هزار میلیارد) تخمین زده شده است. تخصیص این بودجه به منابع مختلف در شکل ذیل آورده شده است.
 
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت
 
۸- ادارات مالیات محلی
ادارات مالیات محلی نقش ناظر برای سازمان‌های خیریه را بر عهده دارند و موظف به پاسخگویی و تبعیت از قوانین وزارت امور مالی هستند؛ این ادارات مالیاتی در شهرهای مختلف وجود دارند.

سازمان‌های خیریه به منظور ثبت و دریافت عنوان خیریه، نیازمند تأیید «ادارات مالیات محلی» می‌باشند همچنین پس از ثبت این سازمان‌ها، «ادارات مالیات محلی» سالیانه بر فعالیت‌های سازمان نظارت می‌کنند و در صورت تخلف از اهداف ذکرشده در اساسنامه، سازمان را از عنوان «خیریه» خلع می‌کنند و مالیات‌های گذشته را نیز دریافت می‌کنند.
 
۹- موسسه مرکزی مسائل اجتماعی آلمان
موسسه مرکزی مسائل اجتماعی آلمان نقش نظارتی بر سازمان‌های خیریه را برعهده دارد و از طرفی با معرفی سازمان‌های برتر به افراد نیکوکار نقش تسهیل‌گری نیز دارد، از سوی دیگر به دلیل استناد وزارت امور خارجه و وزارت فدرال همکاری و توسعه اقتصادی، از جانب این نهادها مورد نظارت قرار می‌گیرد.

این موسسه در سال ۱۸۹۳ در شهر برلین با هدف میانجیگری بین افرادی که نیاز به کمک دارند و افرادی که توانمند و خواهان کمک کردن هستند، ایجاد شد.

بر طبق اساسنامه، این موسسه به عنوان یک مرکز جمع‌آوری/ داده‌پردازی/پژوهش، شناخته می‌شود که محدوده کار اجتماعی را، با در نظر گرفتن ویژه رفاه اجتماعی در کار، به صورت کامل پوشش می‌دهد.

موسسه به صورت کلی در سه حوزه کاری فعالیت می‌کند: خدمات مشاوره، کتابخانه تخصصی و انتشارات.

نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت

۱-۹- خدمات مشاوره
از سال ۱۹۰۶ این موسسه اطلاعات مربوط به سازمان‌های خیریه برای کمک به نیازمندان را جمع‌آوری و مستند می‌کند و اطلاعات ارزیابی مستقلی برای اهداکنندگان فراهم می‌نماید. در حال حاضر حدود ۲۰۰۰ موسسه خیریه در آرشیو موسسه، مستند شده است. 

در کنار این خدمات اطلاعاتی، از سال ۱۹۹۲ مؤسسات خیریه‌ای که تقاضای کمک مالی فرامنطقه‌ای می‌کنند، - با پیوستن داوطلبانه متعهدانه - برای مهر تأیید در موسسه ثبت‌نام می‌کنند. این به اصطلاح "مهر تأیید"، محدود به مؤسسات خیریه‌ای با اهداف اجتماعی و به صورت خاص اهداف خیریه بشردوستانه، می‌شد تا این که در سال ۲۰۰۴ این محدودیت برداشته شد و موسسه برای ثبت‌نام تمامی سازمان‌های عام‌المنفعه (به جز برای احزاب سیاسی) در آلمان آزاد شد. در حال حاضر، ۲۲۶ موسسه خیریه با درآمد مجموع سالانه ۱/۴ میلیارد یورو (معادل حدود ۵ هزار میلیارد) در موسسه ثبت‌نام شده‌اند و "مهر تأیید" آن را دریافت کرده‌اند.

اهداف این مهر عبارت‌اند از: حمایت از اهداکنندگان، حفاظت از کمک‌های اهداکنندگان و حفاظت از درآمدها.

به طور مثال وزارت امور خارجه آلمان و وزارت فدرال توسعه و همکاری اقتصادی، برای اطمینان از پرداخت یارانه‌های عمومی به مؤسسات خیریه، به مهر این موسسه استناد می‌کنند.

۲-۹- کتابخانه تخصصی
این موسسه همچنین، کتابخانه‌ای تخصصی در زمینه تئوری و عمل کارهای اجتماعی دارد که قدمت آن به سال ۱۸۶۰ میلادی برمی‌گردد. این کتابخانه یک پایگاه داده اینترنتی است و همه منابع مستند شده از سال ۱۹۷۹ (حدود ۲۷۰۰۰ رسالات تک موضوعی و ۱۵۰۰۰۰ مقاله) را پوشش می‌دهد و توسط حدود ۱۸۰ دانشگاه در آلمان، اتریش و سوئیس حق دریافت مقالات این موسسه خریداری شده است.

۳-۹- انتشارات
این موسسه مجله‌ای با نام "کار اجتماعی" به صورت ماهانه منتشر می‌کند (از سال ۱۹۵۱)؛ در این مجله در مورد مسائل مربوط به نظم و نظام اجتماعی بحث می‌شود و اطلاعات بنیادین، پروژه‌های مدل و روندهای کار اجتماعی فراهم می‌شود. از سال ۲۰۰۳، نیز سالنامه‌ای توسط موسسه منتشر می‌شود که مسائل مربوط به کمک‌های اهدایی شامل، اطلاعات گسترده‌ای درباره مؤسسات خیریه با "مهر تأیید"، بحث درباره موضوعات فعلی و پژوهش در بخش غیرانتفاعی، آمارهای مالی و نکات مفید برای اهداکنندگان می‌باشد.

این موسسه ۲۰ کارمند دارد و طبق اساسنامه بنیاد، هیئت مدیره شامل ۵ نفر می‌شود که توسط نهادهای مربوطه خود انتخاب می‌شوند، این نهادها به شرح زیر می‌باشند: 
- مجلس سنای برلین 
- وزارت فدرال خانواده، سالمندان، زنان و جوانان 
- اتاق صنعت و بازرگانی از انجمن اتاق‌های آلمان 
- انجمن شهرهای آلمان 
- انجمن فدرال امور رفاهی غیردولتی

۴-۹- تأمین مالی 
بودجه سالانه موسسه به طور میانگین ۳/۱ میلیون یورو (۱۰/۵ میلیارد تومان) می‌باشد که از منابع زیر تأمین می‌شود؛

۱. درآمدهای موسسه (۵۵٪) شامل: 
- کارمزد نظارت (مربوط به نشان مخصوص موسسه) ۹۰٪ 
- فروش حق دریافت مقالات ۶٪ 
- فروش مجلات ۴٪
۲. یارانه های عمومی (۴۵٪)

۵-۹- موتور جستجو
این موسسه همچنین موتور جستجوی تخصصی برای مؤسسات خیریه‌ای که در موسسه ثبت‌نام نموده‌اند، فراهم نموده که افراد خیر می‌توانند موسسه مدنظر خود را بیابند.
 
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت
 
۱۰- اتحادیه بنیادهای آلمانی (انجمن اشتیفتونن)
این اتحادیه نقش تسهیل‌گری برای بنیادهای آلمانی دارد. این اتحادیه از بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین اتحادیه بنیادها در اروپاست که در سال ۱۹۴۸ تأسیس شد. مطابق بخش «اهداف ممتاز مالیاتی» قانون مالی عمومی، این سازمان غیرانتفاعی محسوب می‌شود و در حال حاضر حدود ۲۰۰۰۰ عضو دارد. 

اتحادیه بنیادهای آلمانی خود را متعهد می‌داند که به بنیادهای آلمانی در تحقق بخشیدن اهداف و فعالیت‌های خود به صورت مؤثرتر، چه در زمان حال و چه در آینده، یاری رساند؛ این موضوع شامل تلاش‌هایی برای بهبود شرایط عمومی قانون بنیادها و قوانین مالیاتی آنها و همچنین ایجاد جو دوستانه در بنیادها می‌باشد. همچنین با تماس مداوم با تصمیم‌گیران عمومی، از طریق ارائه پیشنهادهای جدید، این اتحادیه به صورت عملی در فرآیند تصمیم‌گیری‌های دولتی و تعهدات گزارش عمومی اثرگذار می‌باشد. 
 
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت

انجمن بنیادهای آلمانی همچنین گفتگو و به طور خاص تبادل تجارب و ایجاد شبکه‌هایی در میان بنیادها را تسهیل می‌کند. این اتحادیه به عنوان مرکز تعالی بنیادهای آلمانی اطلاعاتی را جمع‌آوری می‌نماید. به عنوان مثال در پایگاه داده بنیادهای آلمان و کتابخانه بنیادهای آلمان و آنها را در نشریه‌های خود ارائه می‌کند و در تحقیقات علمی خود از این داده‌ها استفاده می‌نماید. 

۱-۱۰- دانشنامه بنیادها
این اتحادیه همچنین به عنوان سازمان چتر حمایتی فراگیر به حمایت از سازمان‌های غیرانتفاعی آلمان در مسائل و چالش‌های خاصشان می‌پردازد. علاوه بر ارائه مشورت‌های فردی، خدماتی که به اعضای این انجمن ارائه می‌گردد شامل، ارتباطات کتبی و الکترونیکی، توافق قرارداد تخفیف‌های متعدد برای بنیادهای ارائه‌دهنده خدمات تجاری (شرکای پشتیبان) و مجموعه‌ای از دوره‌های آموزشی می‌باشد.

در سطح قاره اروپا، این اتحادیه با سایر انجمن‌های بنیادهای ملی و مرکز بنیادهای اروپایی همکاری می‌نماید.

علاوه بر مسائل ذکرشده در بالا، اتحادیه بنیادهای آلمانی هدف حمایت از توسعه بنیادها را در یک رویکرد کلی مدنظر دارد و در جهت افزایش آگاهی عمومی درباره اهمیت بنیادها در جامعه مدنی مدرن فعالیت می‌نماید.

با افزایش تعداد بنیادهایی که به اتحادیه بنیادهای آلمانی می‌پیوندند، فرصت پرورش روح بنیاد و افزایش اثرگذاری متقابل بنیادها در آلمان پدید می‌‎آید و درنتیجه دفاع از منافع بنیادها با موفقیت صورت می پذیرد.

۲-۱۰- اتحادیه برگزیده سال ۲۰۰۸
در ۷ آوریل سال ۲۰۰۸، یازدهمین کنگره اتحادیه‌های جامعه آلمان برای مدیریت اتحادیه‌ها که در شهر دوسلدورف برگزار شد، اتحادیه بنیادهای آلمانی را به عنوان انجمن برگزیده سال انتخاب نمود. اتحادیه‌های برگزیده پیشین، اتحادیه‌هایی بودند که پایدار شناخته شده بودند و از نظر آمادگی برای تطبیق با تغییر و توانمندی های رهبری از جایگاه مناسبی برخوردار بودند. اتحادیه بنیادهای آلمانی نخستین انجمن از بخش غیرانتفاعی است که این افتخار را کسب کرده است.

۳-۱۰- اساسنامه
اساسنامه اتحادیه بنیادهای آلمانی که در ۲۱ ژوئن سال ۲۰۱۲ بازنویسی شده است که به شرح زیر می‌باشد: 

مقدمه
اتحادیه بنیادهای آلمانی از منافع بنیادها در این کشور در برابر مردم، دولت و سیاست حمایت می‌نماید. این اتحادیه متعهد است که بنیادها را برای عملی کردن اهداف و آرمان‌هایشان در زمان حال و آینده توانمند سازد؛ هدف کلیدی این اتحادیه، حمایت از بخش بنیادهای غیرانتفاعی و مشارکت مردمی می‌باشد. مرکز اتحادیه در شهر برلین در آلمان می‌باشد و سال مالی مطابق یک سال تقویمی می‌باشد.

اهداف
هدف اتحادیه، حمایت از آموزش و علم و بنیادهای غیرانتفاعی در آلمان است. همچنین اتحادیه منافعی که در چارچوب بخش "حقوق ویژه مالیاتی" در قانون مدنی آلمان می‌گنجد را برای بنیادها و اهداکنندگانی که خدمات خیریه ارائه می‌دهند و یا اهداف کمک به کلیسا دارند، تأمین می‌نماید. 

از جمله اهداف اتحادیه می‌توان به موارد زیر اشاره نمود: 
- ترویج طرح‌های تحقیقاتی 
- وقایع و نشریه‌ها 
- فعالیت‌های روابط عمومی 
- جمع‌آوری داده ها و مستندات 
- آموزش‌های حرفه‌ای
- برنامه‌های تبادل بین‌المللی 
- قدردانی از افراد و سازمان‌هایی که خدمات برجسته ای به بخش بنیادها نموده‌اند. 
- ارائه مشاوره به بنیادها و افراد نیکوکارا 

سازمان غیرانتفاعی
این اتحادیه به صورت مستقیم اهداف خیریه که در قانون مدنی آلمان در بخش "اهداف با حق ویژه مالیاتی" قرار دارد، را دنبال می‌کند. هدف اتحادیه ارائه خدمات صرف نظر از منافع شخصی و سودآوری است.

تنها طرح‌ها و اهدافی تأمین مالی می‌شوند که مطابق با اهداف اساسنامه اتحادیه باشند. اعضای اتحادیه هیچ امتیازی از منابع مالی اتحادیه دریافت نمی‌کنند.

هرگونه فعالیت و یا هزینه‌ای که افراد در اتحادیه انجام می‌دهند به دقت جبران می‌شود. اعضای هیئت مدیره در مورد میزان پرداختی‌ها تصمیم می‌گیرند. 

• عضویت
بنیادها و مدیریت بنیادها، واجد شرایط عضویت در این اتحادیه می‌باشند. همچنین، افراد حقیقی یا حقوقی که علاقه‌مند به کسب‌وکار بنیادها هستند، در صورتی که از اهداف اتحادیه پیروی نمایند، می‌توانند تحت عنوان دوستدار کسب‌وکار بنیادها، عضو ثابتی از اتحادیه باشند.

عضویت همچنین می‌تواند از طریق ارسال درخواست به صورت کتبی به کمیته تصمیم‌گیری انجام پذیرد. درصورتی که کمیته، درخواست را نپذیرد، درخواست‌کننده می‌تواند ظرف مدت چهار هفته شکایت خود را تسلیم کند. در نهایت شورای مشورتی تصمیم می‌گیرد که درخواست پذیرفته و یا رد شود. 

به منظور تأمین هزینه‌های اتحادیه، اعضا موظف به پرداخت حق عضویت سالانه می‌باشند. هیئت مدیره و اعضا با توجه به دستورالعمل محاسبه حق عضویت بر روی مبلغ پرداختی توافق می‌نمایند. مبلغ حق عضویت در ابتدای سال تعیین می‌شود.

عضویت در صورتی منقضی می‌شود که: 
- بنیاد و یا سازمان عضو، منحل و یا ورشکسته شود و یا نارسایی در دارایی‌های آن وجود داشته باشد. 
- مرگ افراد حقیقی وابسته به بنیاد 
- اعلام برداشت مستقیم از بنیاد به صورت کتبی، سه ماه پس از انقضای سال مالی

همچنین اعضا ممکن است به دلایلی همچون، پرداخت نکردن حق عضویت به صورت مکرر، تخلف از اساسنامه اتحادیه و یا آسیب به منافع آن از اتحادیه اخراج شوند. در طول چهار هفته پس از اعلام حکم اخراج، اتحادیه می‌تواند اعتراض خود را به کمیته تصمیم‌گیری اعلام کند و شورای مشورتی ظرف مدت یک ماه نتیجه نهایی را اعلام خواهد کرد.

• مجمع عمومی
مجمع عمومی به طور مرتب حداقل یک بار در سال و همزمان با مجمع سالانه اتحادیه برگزار می‌شود. دعوت‌نامه اعضا حداقل شش هفته قبل ارسال می‌گردد. زمان و مکان نیز در دستور کار ذکر می‌گردد. در صورت درخواست کتبی حداقل یک‌سوم از اعضا با ذکر دلیل، یک مجمع ویژه در عرض سه ماه تشکیل خواهد شد.

حداقل سه هفته قبل از برگزاری مجمع، هرکدام از اعضا می‌توانند با ذکر دلیل و به صورت کتبی درخواست افزودن بخش‌های جدید به دستور کار و یا پیشنهادهای دیگری دهند.

۴-۱۰- جوایز اهدایی به بنیادها
این اتحادیه به منظور تشویق افراد به انجام فعالیت‌های خیریه جوایزی را به شرح زیر در نظر گرفته است: 

- جایزه کامپس: این جایزه براساس اثربخشی بنیادها اهدا می‌شود و سه معیار دارد:
۱) ظاهرکلی بنیاد، ۲) پروژه‌های روابط عمومی و ۳) فعالیت‌های ارتباط فردی

- جایزه خیرین آلمانی: این جایزه از سال ۱۹۹۴ به صورت سالانه اهدا می‌شود. این جایزه به منظور قدردانی و تشویق افراد به سمت فعالیت‌های نیکوکارانه در ارتباط با بنیادها می‌باشد. تأسیس بنیادهای جدید و بهبود بنیادهای فعلی از دستاوردهای این جایزه است. 

- مدال حوزه خدمت‌رسانی به بنیادها: این مدال اولین بار در سال ۱۹۸۰ برای این حوزه در نظر گرفته شد. چهره‌های برجسته حوزه بنیادها که مفتخر به خدمت‌رسانی صادقانه هستند، موفق به دریافت این مدال می گردند. 

۵-۱۰- موتور جستجو
این اتحادیه همچنین موتور جستجوی پیشرفته‌ای برای بنیادهای آلمانی دارد که به راحتی امکان یافتن بنیاد مورد نظر را فراهم می‌کند.
 
۱۱ - انجمن بنیانگذاران سیستم علم آلمان (اشتیفتروربند)
انجمن بنیانگذاران سیستم علم آلمان، نقش تسهیل‌گری برای نهادهای خیریه را برعهده دراد. این انجمن در سال ۱۹۲۰ تأسیس شد و منابع مالی که به بنیاد پژوهشی اسبق آلمان تعلق داشت را جمع‌آوری کرد. 

از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۹ به دلیل جنگ جهانی، انجمن تعطیل شد و در سال ۱۹۴۵ در آلمان غربی مجددا شروع به فعالیت نمود. این بنیاد تا امروز نقش مهمی را در عرصه آکادمیک آلمان، به خصوص در بخش آموزش و تدریس آکادمیک، زیرساخت و جایگاه وقف، سیاست‌گذاری علم، مدیریت دانشگاه‌ها و ... ایفا کرده است. 

با توجه به ساختار منحصربه‌فرد و تعداد زیاد مؤسسات زیرمجموعه و همچنین با عنایت به تأمین مالی عظیم سالانه ۱۵۰ میلیون یورویی (۵۱۸ میلیارد تومان) و روش غیربوروکراتیک آن، اشتیفتروربند بدون شک یک بازیگر غیرمتعارف در عرصه تأمین مالی پژوهشی در آلمان می‌باشد. هدف اصلی این بنیاد راه‌اندازی برنامه‌های نوآورانه مانند "کمک‌هزینه‌های تحصیلی در آموزش مقاطع بالاتر" و "بنیاد نوآورانه برای مطالعات می‌باشد. 
 
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت

سابق بر این هدف، تشویق همکاران در دانشگاه‌ها برای همراهی با روش‌های نوین آموزشی مانند یادگیری برپایه حل مسأله و آغاز رویکردهای جدید برای همراهی با گروه‌های متفاوت دانشجویان در دانشگاه بود.
 
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت

این انجمن در حال حاضر حدود ۴۰۰۰ عضو دارد که ۳۰۰۰ عضو آن شرکت‌های خصوصی بزرگ و متوسط هستند. تأمین مالی انجمن از طریق کمک‌های سالانه و مشارکت اعضا صورت می‌گیرد.

فعالیت اصلی انجمن در سطح ملی است، اما در برخی حوزه‌ها نیز مشارکت‌های بین‌المللی دارد و مأموریت آن به صورت ترویج علم و تکنولوژی در حوزه آموزش و پژوهش و تقویت بنیادهای غیرانتفاعی در دنیا تعریف شده است.

۱-۱۱- حوزه‌های فعالیت انجمن
این انجمن در حوزه‌های، آموزش و علم فعالیت می‌نماید. 

آموزش
هدف: فراهم نمودن فرصت مناسب برای آموزش افراد جوان در تمامی طیف آموزشی 

گستره فعالیت‌ها: حمایت از جوانان با استعداد، سازمان‌دهی دوره‌های تابستانه، برگزاری رقابت هایی برای دانش‌آموزان، ایجاد بنیادهایی برای ترویج فعالیت‌های نیکوکارانه در حوزه آموزش و توسعه زیرساخت‌های آموزش دانشگاهی 

علم
هدف: افزایش کیفیت آموزش آکادمیک و کمپین‌هایی برای مؤسسات آموزشی  مستقل در یک سیستم رقابت‌گرا، ترویج همکاری بین کسب‌وکارها، علم و جامعه مدنی. 
 
۱۲- بانک GLS
بانک GLS با توجه به حیطه خدماتی که ارائه می‌نماید، نقش تسهیل‌گری را بر عهده دراد. 

مأموریت: اصول بنیادین و هدایتگر کار ما، احترام به زندگی است و دلواپسی برای همزیستی مسالمت‌آمیز همه فرهنگ‌هاست که ریشه در آزادی و مسئولیت‌پذیری افراد دارد. ما انسان را به صورت مجموعه‌ای از جسم، روح و روان می‌بینیم.

اقدامات ما در جهت حفظ و ارتقای شانس زندگی برای نسل فعلی و آینده است . ما محیط زیست را به صورت مفهوم جامعی از وحدت طبیعت و توسعه تمدن می‌بینیم.

در سال ۱۹۶۱ انجمن خیریه GLS ایجاد شد که تا سال ۲۰۱۳ بیش از ۳۵۰ سازمان خیریه عضو این انجمن می‌باشند. این انجمن تبحر ویژه‌ای در جمع‌آوری کمک‌های مردمی، مشاوره در مورد میراث و تبدیل کسب‌وکارها به سرمایه‌های خیریه دارد. 

حوزه‌های اصلی فعالیت انجمن عبارت‌اند از: کشاورزی، کمک به توسعه، آموزش، بهداشت و رفاه اجتماعی. 

بانک GLS در سال ۱۹۷۴ تأسیس شد و تا امروز حدود ۲۳۰۰۰ پروژه را تأمین مالی نموده است. این بانک نخستین بانک اجتماعی و زیست‌محیطی در کشور آلمان است.

۱-۱۲- فعالیت‌های بانک GLS در جهت کمک به نهادهای خیریه
بانک کارمزدهای بانکی را از سازمان‌های خیریه دریافت نمی‌کند.

برای مشتریان این امکان وجود دارد که سود کمتری برای سپرده خود انتخاب نمایند و بانک مابقی سود بانکی آنها را در پروژه‌های خیریه سرمایه‌گذاری نماید.

نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت
 
۱۳- می سناتا 
می سناتا با ارائه خدمات آموزشی و مشاوره‌ای برای سازمان‌های خیریه، به عنوان تسهیل‌گر شناخته می‌شود.

در طول ۲۲ سال، شرکت، فعالیت‌های مشاوره‌ای خود را برای دو بخش انتفاعی و غیرانتفاعی توسعه داد. در سال ۲۰۱۰، بخش غیرانتفاعی با نام، «موسسه می سناتا» و در دو بخش «موسسه آموزشی» و «می سناتا بین‌المللی» که خیریه‌ای برای دریافت کمک‌های نقدی است، به عنوان زیرمجموعه «بنیاد می سناتا» به فعالیت خود ادامه داد. 

در حال حاضر موسسه می سناتا به صورت کامل در بخش غیرانتفاعی فعالیت می‌کند و به عنوان یک موسسه خیریه در قانون آلمان ثبت شده است.

۱-۱۳- موسسه می سناتا
این موسسه در سال ۱۹۹۷ تأسیس شد و مأموریت آن به صورت ترویج دانش در حوزه جامعه مدنی و کمک‌های بشردوستانه از طریق پژوهش‌های آکادمیک، مستندسازی و تبادل اطلاعات بین رهبران این رشته، تعریف شد.
 
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت

حیطه های تمرکز موسسه عبارت‌اند از: 
- کمک‌های بشردوستانه 
- بخش سوم 
- مشارکت مدنی و 
- مباحث مرتبط

همچنین اهداف موسسه به صورت زیر تعریف شده‌اند: 
- پژوهش 
- آموزش 
- مشاوره 
- اطلاعات عمومی 
- بیش از ۶۰ پروژه پژوهشی و ۳۰۰ مقاله

برنامه‌های آموزشی موسسه نیز به شرح زیر می‌باشد: 
- مشارکت هیئت علمی موسسه می سناتا در برنامه‌های آموزشی موسسه علوم اجتماعی دانشگاه هومبولدت
- ارائه واحد مدیریت بنیادها توسط هیئت علمی موسسه می سناتا در برنامه مدیریت غیرانتفاعی دانشگاه مینستر 
- برگزاری سمینارهای منظم برای فعالان حوزه کمک‌های بشردوستانه و جامعه مدنی 
- ارائه مقالات و سمینارهای فراوان توسط اعضای هیئت علمی موسسه در دانشگاه‌های مطرح سراسر دنیا 

برخی از پروژه‌های مشاوره موسسه: 
- مشارکت با موسسه برتلسمن برای ارائه پیشنهاداتی برای اصلاحات قانون بنیادها و سازمان‌های غیرانتفاعی (۱۹۹۸ تا ۲۰۰۴) 
- مدیر بنیاد، عضو ثابت کمیسیون پارلمان آلمان برای «برنامه مشارکت مدنی در آینده»
بود. (۱۹۹۹ تا ۲۰۰۲) 
- اعضای هیئت علمی موسسه بارها برای ارائه مقالات از طرف پارلمان فدرال، وزارت امور خارجه، وزارت دادگستری، وزارت امور مالی و سایر سازمان‌های دولتی فراخوانده شده‌اند. 
- مدیر موسسه عضو دائم مشاوره در کارگروه‌های سازمان‌های «چتر حمایتی» برای سازمان‌های حامی جامعه مدنی در آلمان است. 
- و ...

۲-۱۳- می سناتا بین‌المللی
«می سناتا بین‌الملل» در سال ۲۰۰۲ به عنوان یک انجمن غیرانتفاعی و شعبه‌ای از «کمک‌های فراملی اروپا» و با هدف تسهیل کمک‌های فراملی تأسیس شد.

فعالیت‌های می سناتا بین‌الملل به شرح زیر می‌باشد: 
۱. با کمک «می سناتا بین‌الملل» خیرین آلمانی می‌توانند از مزایای مالیاتی برای کمک‌های مالی خود به سازمان‌های خارجی بهره مند شوند. 
- می سناتا ذی‌نفع خارجی را تأیید صلاحیت می‌کند. 
- کمک مالی را دریافت می‌کند. 
- رسید کسر مالیات به فرد خیر ارائه می‌نماید. 
- کمک اهدایی را به ذینفع مدنظر می‌رساند.

این انجمن تحت نظارت مقامات مالی آلمان ثبت شده است و با محدودیت بسیار کمی، کشورهای مختلف را پوشش می‌دهد.

٢. کمک به خیرین خارجی برای کمک به سازمان‌های آلمانی 
- ملزومات کشور فرد خیر را کنترل می‌کند. 
- سازمانی را می‌یابد تا به کمک آن بتواند، مزایای مالیاتی را برای فرد خیر اعمال نماید. 
- اسناد موردنیاز را فراهم می‌نماید.
 
۱۴- انجمن کاریتاس
انجمن کاریتاس از جمله بزرگ‌ترین نهادهای خیریه وابسته به کلیسای کاتولیک است.

چشم‌انداز: خداوند حامی افراد فقیر، ضعیف و محروم از حقوق اولیه خود است. بی عدالتی در حق این افراد رد خداوند است. پیامبران در طول تاریخ بارها به این موضوع شهادت داده‌اند. به عنوان اندرزی ناخوشایند، پیامبران هرگز از محکوم نمودن بی‌عدالتی‌های اجتماعی نترسیده‌اند و به دنبال علل آنها و پاسخ برای تغییر آنها بوده‌اند. ذهن هدایت یافته، هدیه‌ای از جانب خداست و امروز از ضروریات عصر است. ننگ‌های عمومی باید به سمت روشنایی هدایت شوند و ریشه آنها عریان گردد تا راه‌حل‌ها نمایان گردند. ملکوت خدا در این جهان نیست، اما عدالت او باید در این جهان شکل گیرد. 

شعار: نیازی ببین و برای رفع آن اقدام کن.

این انجمن در ۹ نوامبر ۱۸۹۷ توسط لورنزورتمن، یک کشیش کاتولیک، تأسیس شد در جنگ جهانی اول جایگاه ویژه‌ای در کمک به افراد نیازمند در آلمان پیدا کرد. در سال ۱۹۱۶، انجمن کاریتاس به بازوی عملیاتی کلیسای کاتولیک برای ارائه خدمات اجتماعی شناخته می‌شد و بودجه انجمن از طریق کلیسا تضمین شده بود.

در سال ۱۹۲۰ شبکه عظیمی از مؤسسات آموزشی برای آموزش مشاغل مراقبت‌های اجتماعی و همچنین آموزش اعضای انجمن ایجاد گردید. این مؤسسات به طور معمول آموزش‌های مربوط به رفاه کودکان و جوانان، پرستاری و مشاوره را در دستور کار خود قرار می‌دادند.

در سال ۱۹۳۳ با روی کار آمدن دولت نازی، همکاری بین بخش دولتی و غیردولتی در انجمن‌های رفاهی پایان یافت. با وجود این که انجمن کاریتاس در آن دوره تحت نظارت شدید دولتی بود و بسیاری از فعالیت‌های آن محدود شده بود و برخی اعضای انجمن در دفاتر مرکزی و محلی دستگیر شده بودند، اما با درایت مدیر انجمن که در این دوره آقای گروس کروتز بود، انجمن به فعالیت‌های خود ادامه داد. اهمیت این شاهکار، پس از سقوط آلمان نازی آشکار شد.

پس از جنگ جهانی دوم، انجمن کاریتاس و انجمن تازه تأسیس کلیسای پروتستان، تنها سازمان‌های ملی بودند که قادر به ارائه خدمات به افراد نیازمند در آلمان بودند. کارتاس در هماهنگی کمک‌های دریافتی خارجی، کمک به پناهندگان و مرمت بسیاری از آسیب‌های ناشی از جنگ نقش بسزایی داشت.

در پایان دهه ۱۹۵۰، انجمن کاریتاس برای اولین بار، گستره فعالیت‌های خود را به کمک‌های اضطراری و کمک‌رسانی به فجایع طبیعی بین‌المللی گسترش داد. انگیزه این فعالیت‌ها، کمک‌هایی بود که کشور آلمان پس از جنگ جهانی دوم از کشورهای دیگر دریافت کرد. امروزه دپارتمان کمک‌های اضطراری بین‌المللی، فعالیت خود را در سراسر اروپا و کشورهای درحال توسعه دنیا دنبال می‌کند.

پس از اتحاد کشورهای آلمان غربی و شرقی در سال ۱۹۹۰، انجمن کاریتاس فعالیت‌های خود را در سراسر کشور به صورت یکپارچه دنبال کرد. کاریتاس با بیش از یک میلیون کارمند استخدامی و داوطلب در حدود ۲۵۰۰۰ مرکز و موسسه در سرتاسر کشور، بزرگ‌ترین انجمن رفاهی در کشور آلمان می‌باشد. این انجمن سالانه حدود یازده میلیون نفر را، در برابر مشکلات مختلف اجتماعی و موقعیت‌های دشوار پشتیبانی می‌کند.

این انجمن اهداف خود را به صورت زیر تعریف نموده است: 
- حفظ کرامت انسان‌ها 
- زندگی بهتر افراد در سراسر دنیا صرف نظر از مرزهای جغرافیایی و نژادی 
- برقراری حداقل استانداردهای اجتماعی و حقوق بشر در دنیا (برای این منظور کاریتاس از سازمان‌های مستقل محلی حمایت می‌کند.)
 
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت

کاریتاس در خدمت‌رسانی به مردم طیف گسترده‌ای از فعالیت‌ها را پوشش می‌دهد که می‌توان به موارد زیر اشاره نمود: 

- کمک به افراد نیازمند که شامل کمک‌های روحی، روانی، جسمی و مادی می‌شود؛ کاریتاس پس از کمک کردن به افراد در موقعیت‌های خاص آنها را رها نمی‌کند و تا یافتن جایگاه اجتماعی مناسب همراه آنها می ماند. 

- کمک‌های اجتماعی که شامل پشتیبانی از افراد طبقات پایین جامعه و علنی کردن نیازها و دفاع از حقوق آنان می‌شود. کاریتاس همچنین در شکل‌دهی سیاست‌های اجتماعی که شامل توسعه زیرساخت‌های اجتماعی و آگاه کردن عموم از نیازهای موجود می‌باشد، نقش مؤثری دارد. از دیگر فعالیت‌های کاریتاس می‌توان به تضمین حقوق اساسی برای همه مردم در زمینه‌های بهداشت، رفاه اجتماعی، تحصیلات، شغل و... اشاره نمود. 

- آموزش که شامل آموزش‌های حرفه‌ای به اعضای انجمن (داوطلب، رسمی) به منظور بهبود کیفیت خدمت‌رسانی، انتشار مقالات علمی و ترکیب آنها با عمل به منظور توسعه مفاهیم و استانداردهای بخش‌های مختلف فعالیت‌های اجتماعی و فعالیت مؤسسات خیریه می‌شود.

۱-۱۴- درآمدها و مصارف
درآمدها و مصارف انجمن کاریتاس در سال ۲۰۱۴ به شرح زیر بوده است: 
 
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت

همچنین از جمله مهم‌ترین شرکای انجمن می‌توان به کارتاس اروپا (با ۴۸ شعبه در ۴۴ کشور)، انجمن رفاه فدرال آلمان و اتحادیه اروپا نام برد.
 
۱۵- بنیاد فولکس واگن
بنیاد فولکس واگن (ارتباطی با شرکت معروف فولکس واگن ندارد.) در تاریخ نوزدهم ماه مه ۱۹۶۱ به دست طرفین معاهده تشکیل بنیاد، یعنی دولت مرکزی جمهوری فدرال آلمان و دولت ایالتی نیدرزاکسن (یکی از ایالت‌های آلمان)، به عنوان بنیادی با شخصیت و صلاحیت حقوقی قانون مدنی تاسیس شد و نخستین جلسه هیئت امنای آن در تاریخ بیست و هفتم فوریه ۱۹۶۲ آغاز به کارکرد و از این رو سرآغاز فعالیت بنیاد را همین تاریخ می دانند.

این بنیاد از نظر مالی بزرگ‌ترین بنیاد تأمین مالی پژوهشی در آلمان با هزینه سالانه بالغ بر ۱۱۹ میلیون یورو (معادل حدود ۴۱۱ میلیارد تومان) می‌باشد (۲۰۱۱) و طیف گسترده‌ای از امکانات برای تأمین مالی افراد و همچنین پروژه‌های تحقیقاتی ارائه می‌دهد. 

بودجه این بنیاد بر اساس توانمندی‌ها و برنامه‌های کاربردی فرد تعلق می‌گیرد. نوآوری بخش محوری کار این بنیاد است و توسط طرح‌های بودجه‌ای که به مناقصه گذاشته می‌شوند، بررسی می‌شود.
 
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت

مبانی حقوقی و منابع مالی بنیاد را قرارداد تنظیم وضعیت حقوقی شرکت مجتمع صنعتی فولکس واگن با مسؤولیت محدود راجع به تأسیس بنیاد مجتمع فولکس واگن مورخ یازدهم و دوازدهم نوامبر ۱۹۵۹ م، قرارداد اساسنامه ۱۲ ماده‌ای مورخ نوزدهم ماه مه ۱۹۶۱ م تدوین گردید و در دهم مارس سال ۱۹۸۹ م نام بنیاد مجتمع فولکس واگن به بنیاد فولکس واگن تغییر یافت. 

سرمایه بنیاد فولکس واگن که فقط به منظور پشتیبانی، ترویج و ارتقای دانش و فن و ارتقای پژوهش و آموزش عالی است در سال ۱۹۹۲ م حدود سه میلیارد مارک بود. هیئت امنای بنیاد از هر حیث آزاد است و در تصمیمات خود مستقل عمل می‌کند. 

باید علت تأسیس، نام و مقاصد بنیاد را با ملاحظه شرایط خاص پس از جنگ جهانی دوم آلمان در نظر گرفت. پیدایش بنیاد، همان طور که اشاره شد، مربوط به قرارداد دولتی بین ایالت نیدرزاکسن و دولت جمهوری فدرال آلمان در نوامبر ۱۹۵۹ م است که همزمان دعوای حقوقی و مالی بر سر وضعیت نامشخص مالکیت بر شرکت سهامی مجتمع صنعتی فولکس واگن با مسؤولیت محدود را فیصله داد. 

به موجب این قرارداد، شرکت مجتمع فولکس واگن با مسئولیت محدود تبدیل به یک شرکت سهامی با مسوولیت نامحدود شد. شصت درصد سرمایه اصلی آن، با انتشار اوراق سهام کوچک فولکس واگن با نرخ مورد توافق بین دولت مرکزی فدرال و دولت نیدرزاکسن و با مدیریت دولت فدرال به فروش می رسد، به مالکیت خصوصی درمی آید. بیست درصد از سهام سرمایه اصلی به جمهوری فدرال آلمان و بیست درصد دیگر به ایالت نیدرزاکسن رسید. 

بنا به قرارداد منعقد فی مابین دولت فدرال و دولت ایالت نیدرزاکسن، درآمد حاصل از فروش و مطالبات و کلیه سودهای حاصله از سهام واگذاری‌شده از سرمایه اصلی به دولت فدرال و دولت نیدرزاکسن به عنوان دارایی بنیاد جدیدالتأسیس مجتمع فولکس واگن منظور شد و به مالکیت بنیاد درآمد و طرفین قرارداد متعهد به پشتیبانی از مقاصد بنیاد گردیدند. لذا بنیاد از نظر مالی و اداری خودگردان و خودفرمان است. 

اندیشه تأسیس بنیاد به صورت یک نهاد نیرومند جهت ترویج دانش، پژوهش و فن در سطوح عالیه، نیاز آلمان پس از جنگ به چنین نهادی بود. درآمد بنیاد فولکس واگن به هنگام تأسیس تقریبا با انجمن پژوهشی آلمان و انجمن ماکس پلانک برابر بود. میزان دارایی بنیاد در سال ۱۹۶۲ (سال تأسیس)، بدون مطالبات سود بابت سهام فولکس واگن جمهوری فدرال آلمان و ایالت نیدرزاکسن، نزدیک به یک میلیارد و یک صد هزار مارک بود.

در پایان سال ۱۹۹۱ م کل دارایی بنیاد به سه میلیارد مارک بالغ گردید. در حال حاضر بنیاد به علت کاهش ارزش پول تنها می‌تواند حدود نصف طرح‌ها و مقاصد منطبق با اساسنامه خود را که در سال ۱۹۶۲ امکان‌پذیر بود، اجرا کند. هزینه پژوهش نیز در ظرف سی سال اخیر افزایش یافته است، به طوری که پرداخت ناخالص سالیانه به یک پژوهشگر که در سال ۱۹۶۲ م معادل بیست هزار مارک بود، در سال ۱۹۹۱ م به نود هزار مارک رسیده است. افزون بر این در ظرف همین مدت هزینه‌های دیگر پژوهش نیز به دنبال مسیر انفجارآمیز ابزارها و دستگاه‌های نوتر و بهتر چند برابر آن زمان می‌رسد.

در مواد ۱، ۲ و ۳ اساسنامه چنین آمده است:
ماده ۱: نام مقر: موقوفه «بنیاد فولکس واگن» نام دارد. بنیاد دارای شخصیت حقوقی قانون مدنی است و مقر آن در هانور می‌باشد.

ماده ۲: مقاصد بنیاد: مقاصد بنیاد ترویج دانش و فن، پژوهش و آموزش عالی است.

ماده ۳: انتفاع عامه: بنیاد فقط و فقط مقاصد عام‌المنفعه مطابق با فصل «اهداف مشمول معافیت های مالیاتی» آئین‌نامه مالیات‌ها را تعقیب می‌کند. فعالیت آن ایثارگرانه است و در وهله اول مقاصد آن نفع اقتصادی شخصی نیست و غیرانتفاعی است. امکانات مالی بنیاد باید تنها در راه مقاصد موافق با اساسنامه مصرف شود، احدی حق ندارد از طریق پرداخت‌هایی که با مقاصد بنیاد بیگانه است، یا به وسیله پاداش‌های بالای غیرمعقول از این امکانات برخوردار شود.

رسیدگی به تقاضاهای واصله، مبادله اطلاعات و مشاوره با متقاضیان، پیگیری موضوعات پیشنهادی درخواست‌کنندگان و ابلاغ موافقت‌های مصوب هیئت امنا، پرداخت هزینه‌های پژوهشی مصوب و نظارت بر هزینه‌های آنها برابر مقررات بنیاد صورت می‌گیرد. از ارگان‌های تشکیلات بنیاد، «شورای کارکنان بنیاد» مرکب از پنج عضو از منتخبین کارکنان از میان کارکنان بنیاد می‌باشد.

۱-۱۵- فعالیت‌های بنیاد 
بنیاد فولکس واگن از بدو تأسیس تا پایان سی سالگی آن (۱۹۹۲-۱۹۶۲ م) جهت اجرای حدود بیست هزار موافقت علمی، پژوهشی و فنی مصوب در هیئت امنا مبلغی معادل سه میلیارد و هشتصد میلیون مارک در اختیار متقاضیان، در چهارچوب مقاصد بنیاد قرار داده است. 

درآمدهای بنیاد در سال ۱۹۹۱ بالغ بر ۲۲۱ میلیون و یک صد هزار مارک بود و در همین سال ۴۸۴ موافقت جدید به مبلغ متجاوز از ۱۵۹ میلیون و ششصد هزار مارک برای پیشبرد و ترویج آموزش عالی، پژوهش و فن در اختیار طرح های پژوهشی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشی و پژوهشی داخلی و خارجی گذاشت و به تجهیز و راه‌اندازی مراکز پژوهشی و آموزشی پرداخت. بنیاد امکانات مالی ترویجی خود را در اختیار فرد نمی‌گذارد، بلکه فقط به نهادهای رسمی می‌پردازد.

بنیاد آزاد است تا بنا به ارزشیابی و تشخیص خود آنچه را در چارچوب مقاصد بنیاد مهم و مناسب می‌داند، مورد پشتیبانی مالی قرار دهد. بنیاد امکانات خود را هدف دار به کار می برد تا همکاری‌های میان رشته‌ای و بین‌المللی را برانگیزد. چون حداکثر زمان پشتیبانی از طرح‌ها، ۵ سال است؛ همین امر بنیاد را قادر می‌سازد تا پیوسته برنامه‌های جدیدی را پیگیری کند و طرح‎های نوین علمی و پژوهشی و فنی را مدنظر قرار دهد و برای اجرای آنها تأمین اعتبار نماید و امکانات خود را برای تحقق بخشیدن به پروژه‌ها بکار گیرد.

بنیاد، به خصوص به موضوعات و زمینه‌هایی می‌پردازد که نه دولت و نه سایر مراکز و یا نهادهای علمی و پژوهشی توجه کافی بدان‌ها مبذول نمی‌کنند و یا اصولا عنایتی به انجام آنها ندارند؛ بنابراین بنیاد در تلاش است تا برانگیزاننده تحولات جدید در علوم و فنون باشد و شیوه‌هایی را جهت تربیت نسل‌های علمی آینده تهیه کند و به تکامل پژوهش و زمینه‌های تحقیقاتی آینده‌ساز و علوم بنیادی و کاربردی، با توجه به محورهای اصلی و برحسب نیاز و بنا به توقع و انتظار از دانش و فن، بپردازد.

۲-۱۵- تشکیلات بنیاد
علاوه بر هیئت امنا، تعداد کادر کارکنان بنیاد در ماه ژوئن ۱۹۹۲ م جمع ۹۱ نفر، متشکل از کارشناسان طراز اول با درجه‌های دانشگاهی دکتری، مهندسی و غیره بود و هزینه اداری آن در همین سال کلا بالغ بر سیزده میلیون و ششصد هزار مارک می‌شد و طبیعی است این به جز هزینه‌های تحقیقاتی و آموزشی و فنی یادشده می‌باشد. 

بنیاد تصمیمات خود را از طریق هیئت امنا که مدیریت امور علمی و فنی بنیاد بر عهده آن است، اتخاذ می‌کند. به علت اهمیت بسیاری که هیئت امنا دارد، بیشتر اعضای آن از شخصیت‌های ممتاز حوزه‌های دانش، فن و اقتصاد منصوب می‌شوند. 

در حال حاضر از چهارده عضو هیئت امنا، هشت نفر آنها پروفسور دانشگاه‌های آلمان می‌باشند. یکی از اعضای هیئت امنا از طرف شرکت سهامی فولکس واگن نمایندگی دارد. اعضای هیئت امنا در طول پنج سال خدمت غیرقابل عزل‌اند. کارها و امور اجرایی را هیئت امنا در چارچوب این سازمان انجام می‌دهد:

۱. دبیرخانه: مدیریت دبیرخانه با دبیرکل منتخب هیئت امناست. دبیرخانه دارای دفتر مدیرکل دفتر روابط عمومی و مطبوعاتی و دفتر حقوقی است. دبیرخانه کارهای مقدماتی مصوبات هیئت امنا را تهیه می‌کند و پس از تصویب به اجرا می گذارد. جزو وظایف دبیرخانه آماده کردن و سازماندهی محورهای اصلی ترویج بر اساس مقاصد مندرج در اساسنامه است.

۲. اداره اول: وظیفه این اداره اجرای مقاصد بنیاد در رشته‌های علوم طبیعی و مهندسی، طب

۳. اداره دوم: این اداره در زمینه علوم انسانی این فعالیت‌ها را انجام می‌دهد.

۴. امور مالی و اداری شامل دوایر:
- سازمان و داده‌پردازی 
- امور مالی و حسابداری، اداره امور داخلی بنیاد 
- ممیزی (رسیدگی به هزینه‌ها) 
- امور کارگزینی
 
۱۶- بنیاد رابرت بوش
شرکت با مسئولیت محدود رابرت بوش با تأمین مالی ۶۹ میلیون یورو (معادل حدود ۲۳۸ میلیارد تومان) با وجود این که بزرگ‌ترین موسسه تأمین مالی پژوهشی نیست اما شناخته شده‌ترین آنها در آلمان است (۲۰۱۳). این بنیاد ارتباط نزدیکی با کمپانی رابرت بوش دارد و به همین دلیل با آن همنام است.

نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت
 
۱۷- موقوفات کنراد آدنائر
این موقوفه همسو با حزب دمکرات مسیحی در سال ۱۹۵۷ تأسیس شد. کنراد آدنائر (۱۹۶۷-۱۸۷۶) اولین رئیس جمهور آلمان پس از جنگ دوم جهانی بود. این نهاد امروزه تلاش دارد تا به بررسی گذشته آلمان شرقی پرداخته و روند اتحاد با اروپا را تسهیل سازد. 
در سال ۱۹۹۶ این موقوفه، بودجه‌ای معادل ۲۱۶ میلیون مارک برای امور آموزشی در اختیار داشت که ۱۵/۳ میلیون مارک فقط برای حمایت از دانشجویان اختصاص یافت. در سال ۱۹۹۸ تعداد ۱۳۳۹ دانشجو از این موقوفه کمک‌هزینه تحصیلی دریافت کردند. 
 
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت
 

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری:

بررسی نظام مدیریت وقف و امور خیریه در آلمان نشان می‌دهد که این حوزه بر پایه ساختاری گسترده، منظم و چندبازیگری شکل گرفته است. در این ساختار، اداره امور خیریه به یک دستگاه یا سازمان خاص واگذار نشده، بلکه مسئولیت‌ها میان نهادهای قانون‌گذار، اجرایی، قضایی، مالیاتی، مدنی، بانکی، پژوهشی و خدماتی توزیع شده است. چنین تقسیم کاری باعث می‌شود که فرایند سیاست‌گذاری، نظارت، تأمین منابع، ارزیابی و ارائه خدمت، از یکدیگر تفکیک شده و هر بخش با مسئولیت و صلاحیت مشخص عمل کند.

نخستین ویژگی مهم این الگو، تفکیک نقش‌های نهادی است. نهادهای سیاست‌گذار، قوانین و جهت‌گیری‌های کلان را تعیین می‌کنند؛ نهادهای تنظیم‌گر بر ثبت، رعایت مقررات و عملکرد سازمان‌ها نظارت دارند؛ تسهیل‌گران با ارائه مشاوره، آموزش، اطلاعات و شبکه‌سازی، ظرفیت بخش خیریه را افزایش می‌دهند؛ و ارائه‌دهندگان خدمات، کمک‌ها و حمایت‌ها را به گروه‌های هدف می‌رسانند. این تفکیک از تداخل وظایف جلوگیری می‌کند و امکان ارزیابی دقیق‌تر عملکرد نهادهای مختلف را فراهم می‌آورد.

ویژگی دوم، پیوند میان اعتبار خیریه، انضباط حقوقی و نظارت مالیاتی است. سازمان‌های خیریه برای برخورداری از امتیازات قانونی و مالیاتی، باید دارای اساسنامه‌ای روشن و اهدافی مشخص باشند. تأیید وضعیت خیریه توسط اداره مالیاتی، ثبت حقوقی در مراجع ذی‌صلاح و ارزیابی مستمر عملکرد، نشان می‌دهد که بهره‌مندی از مزایای مالیاتی با تعهد به شفافیت و پایبندی به مأموریت سازمانی همراه است. در صورت انحراف مؤسسه از اهداف اساسنامه‌ای، امکان لغو عنوان خیریه، حذف امکان صدور رسید کسر مالیات و مطالبه مالیات‌های گذشته وجود دارد. این سازوکار، مسئولیت‌پذیری نهادهای غیرانتفاعی را تقویت می‌کند.

سومین ویژگی، اعتمادسازی از طریق نهادهای ارزیاب مستقل است. مؤسسه مرکزی مسائل اجتماعی آلمان با گردآوری اطلاعات، مستندسازی مؤسسات، ارائه خدمات مشاوره‌ای و صدور مهر تأیید، نقش واسطه‌ای میان خیرین و سازمان‌های خیریه ایفا می‌کند. این شیوه، عدم تقارن اطلاعاتی میان اهداکننده و دریافت‌کننده کمک را کاهش می‌دهد و به خیرین امکان می‌دهد با آگاهی و اطمینان بیشتری درباره محل تخصیص منابع خود تصمیم بگیرند. در واقع، اعتماد عمومی در این نظام صرفاً بر نیت خیرخواهانه سازمان‌ها استوار نیست، بلکه با سازوکارهای اطلاعاتی، حقوقی و ارزیابی تخصصی پشتیبانی می‌شود.

چهارمین نکته، مشارکت ساختاری جامعه مدنی و بخش خصوصی در نظام خیریه آلمان است. اتحادیه بنیادهای آلمانی با ارائه آموزش، مشاوره حقوقی، داده‌های تخصصی و شبکه‌سازی، از فعالیت بنیادها حمایت می‌کند و در اصلاح قوانین و سیاست‌های مرتبط نیز اثرگذار است. انجمن‌های حامی علم و فناوری نیز با مشارکت شرکت‌های خصوصی، منابع قابل توجهی را به آموزش، پژوهش و نوآوری اختصاص می‌دهند. این امر نشان می‌دهد که امور خیریه در آلمان تنها بر عهده دولت یا نهادهای مذهبی نیست، بلکه بخش خصوصی و جامعه مدنی نیز در آن سهمی فعال و سازمان‌یافته دارند.

پنجمین ویژگی، گسترش مفهوم خیریه به سرمایه‌گذاری اجتماعی و دانشی است. بانک GLS با جهت‌دهی منابع به پروژه‌های اجتماعی و زیست‌محیطی و ارائه خدمات ویژه به نهادهای خیریه، نمونه‌ای از بانکداری اجتماعی را عرضه می‌کند. بنیاد فولکس‌ واگن، بنیاد رابرت بوش و موقوفات کنراد آدنائر نیز با حمایت از پژوهش، آموزش عالی، کمک‌هزینه‌های تحصیلی و همکاری‌های علمی، نشان می‌دهند که منابع خیریه می‌توانند در خدمت تولید دانش، تربیت نیروی انسانی و توسعه پایدار قرار گیرند. بنابراین، بخش غیرانتفاعی تنها کارکرد امدادی ندارد، بلکه می‌تواند در حل ریشه‌ای مسائل اجتماعی و ارتقای ظرفیت‌های ملی نیز نقش‌آفرین باشد.

ششمین ویژگی، پیوند خدمات اجتماعی با حمایت از حقوق انسانی و اصلاح سیاست‌های عمومی است. انجمن کاریتاس به ‌عنوان یکی از شبکه‌های گسترده خدمات اجتماعی آلمان، علاوه بر حمایت‌های مادی، روانی و اجتماعی از افراد نیازمند، در آموزش حرفه‌ای، دفاع از حقوق اقشار محروم و ارتقای استانداردهای اجتماعی نیز فعالیت می‌کند. این تجربه بیانگر آن است که سازمان خیریه موفق تنها توزیع‌کننده کمک نیست؛ بلکه می‌تواند در شناسایی مسائل اجتماعی، دفاع از حقوق گروه‌های آسیب‌پذیر و مشارکت در فرایندهای سیاست‌گذاری عمومی نیز مؤثر باشد.

در حوزه کمک‌های بشردوستانه بین‌المللی نیز، دولت آلمان عمدتاً نقش تأمین‌کننده منابع، هماهنگ‌کننده و پشتیبان را ایفا می‌کند و اجرای مستقیم بسیاری از برنامه‌ها را به سازمان‌های بین‌المللی، نهادهای مردم‌نهاد و مؤسسات وابسته به صلیب سرخ واگذار می‌نماید. تأکید بر بی‌طرفی، عدم تبعیض، تمرکز بر گروه‌های آسیب‌پذیر و استقلال اهداف انسانی از ملاحظات سیاسی و نظامی، از اصول مهم این رویکرد به شمار می‌رود. همچنین، پیوند میان کمک‌های اضطراری، توسعه، توان‌بخشی و صلح‌سازی، نشان می‌دهد که سیاست بشردوستانه در این الگو به ‌صورت بخشی منفک از توسعه دیده نمی‌شود.

در مجموع، نظام وقف و امور خیریه در آلمان بر اصولی مانند تقسیم کار نهادی، شفافیت مالی، نظارت مستمر، ارزیابی مستقل، اعتمادسازی، مشارکت جامعه مدنی، استفاده از ظرفیت بخش خصوصی و سرمایه‌گذاری در علم و آموزش استوار است.

البته گستردگی بازیگران و پیچیدگی مقررات می‌تواند چالش‌هایی مانند دشواری هماهنگی، افزایش هزینه‌های اداری و نیاز به بازبینی دائمی سازوکارها را نیز به همراه داشته باشد. با این حال، تجربه آلمان نشان می‌دهد که کارآمدی امور خیریه صرفاً محصول منابع مالی فراوان نیست؛ بلکه بیش از هر چیز به کیفیت حکمرانی، پاسخگویی، شفافیت و توانایی تبدیل منابع به آثار اجتماعی پایدار وابسته است.

بنابراین، مهم‌ترین آموزه این الگو آن است که نظام موفق وقف و خیریه باید شبکه‌ای هماهنگ میان دولت، خیرین، بنیادها، نهادهای مدنی، مراکز پژوهشی، نظام مالی و سازمان‌های خدمات‌رسان ایجاد کند؛ شبکه‌ای که در آن هر بازیگر نقش مشخص، سازوکار نظارت روشن و مسئولیت‌پذیری قابل سنجش داشته باشد.

پی‌نوشت‌ها:
۱. در مجلس فدرال فقط آن احزابی حضور خواهند یافت که حداقل پنج درصد آرای انتخاب‌کنندگان را کسب کرده (مانع پنج درصد) و یا حداقل در سه حوزه انتخابیه کاندیداهای آنها به طور مستقیم انتخاب شده باشند.
٢. نمایندگان مجلس فدرال در انتخاباتی عمومی، بی‌واسطه، آزاد، برابر و مخفی برگزیده می‌شوند. آنها نمایندگان تمام ملت به شمار می‌آیند، مأمور نهادی و تابع دستوری نیستند. از این رو اخراج یا استعفای داوطلبانه آنها از احزاب تأثیری بر عضویت آنان در مجلس ندارد. ولی در عمل وابستگی به یک حزب نقشی تعیین‌کننده در ایفای وظیفه نمایندگی دارد. نمایندگان وابسته به یک حزب، چنانچه حداقل کرسی‌های لازم را کسب کرده باشند، فراکسیونی تشکیل داده و از این طریق بر تصمیم‌گیری‌ها در مجلس تأثیر می‌گذارند.

منبع: آشنایی با نظام مدیریت وقف و امور خیریه در کشور آلمان، گردآورنده: دفتر نوسازی و تحول معاونت توسعه و پشتیبانی سازمان اوقاف و امور خیریه، تهران: شرکت چاپ و انتشارات سازمان اوقاف و امور خیریه، چاپ اول، ۱396ش.

تنظیم و تکمیل: تحریریه راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
کشف ۸ گروه تروریستی در ایران
play_arrow
کشف ۸ گروه تروریستی در ایران
رئیس عدلیه: آیین نامه برای سهولت در کارهاست نه ایجاد پیچیدگی و ابهام
play_arrow
رئیس عدلیه: آیین نامه برای سهولت در کارهاست نه ایجاد پیچیدگی و ابهام
لحظه دستگیری برادران نجفی و تجهیزات مورد استفاده آنها
play_arrow
لحظه دستگیری برادران نجفی و تجهیزات مورد استفاده آنها
حمله مرگبار آمریکا به یک قایق تندرو در دریای کارائیب
play_arrow
حمله مرگبار آمریکا به یک قایق تندرو در دریای کارائیب
تخریب یادمان شهدا در جنوب نابلس توسط صهیونیست‌ها
play_arrow
تخریب یادمان شهدا در جنوب نابلس توسط صهیونیست‌ها
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در کشور آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در کشور آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت
نگاهی به بیانات امام مجاهد و رهبر شهید (ره) درباره اتحاد امت اسلامی، موانع و راهکارهای تحقق آن
نگاهی به بیانات امام مجاهد و رهبر شهید (ره) درباره اتحاد امت اسلامی، موانع و راهکارهای تحقق آن
بحران بی‌خانمانی در انگلیس
play_arrow
بحران بی‌خانمانی در انگلیس
کارت زرد برای یک ربات فوتبالیست!
play_arrow
کارت زرد برای یک ربات فوتبالیست!
نجات یافتن خلبان هواپیمای برزیلی از خطر مرگ
play_arrow
نجات یافتن خلبان هواپیمای برزیلی از خطر مرگ
مقر تروریست‌های ضدایرانی زیر ذره‌بین سپاه
play_arrow
مقر تروریست‌های ضدایرانی زیر ذره‌بین سپاه
غریب‌آبادی: تنگه هرمز تنها در ازای این شرایط بازگشایی می‌شود
play_arrow
غریب‌آبادی: تنگه هرمز تنها در ازای این شرایط بازگشایی می‌شود
غریب‌آبادی: همچنان در وضعیت جنگی قرار داریم
play_arrow
غریب‌آبادی: همچنان در وضعیت جنگی قرار داریم
مرگ دلخراش دو دختر موتورسوار زیر چرخ‌های نیسان در یزد
play_arrow
مرگ دلخراش دو دختر موتورسوار زیر چرخ‌های نیسان در یزد
هیلاری کلینتون: نتانیاهو بیشترین ضربه را به خود اسرائیل زده است
play_arrow
هیلاری کلینتون: نتانیاهو بیشترین ضربه را به خود اسرائیل زده است